محمد تقي جعفري
191
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
آن آيهء قرآنى است كه مىگويد : * ( إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ ) * ( 1 ) ( تا كسى كه هلاك مىشود و زندگى او تباه مىگردد مستند به دليل روشن باشد و كسى زندگى مىكند ، زندگيش مستند به دليل روشن باشد ) . مطابق اين آيهء شريفه آن انسان كه نتواند آگاهى به حيات داشته باشد و نتواند شايستگى حيات خود را در هر موقعيتى كه قرار مىگيرد با دليل روشن اثبات نمايد زندگى او « حيات معقول » نبوده بلكه پديده اى ناآگاه و در مجراى قوانين طبيعت و زورگوئىها و زورآزمائيهاى همنوعان ناآگاه خود تسليم محض است . 2 - نيروها و فعاليتهاى جبرى و شبه جبرى زندگى طبيعى را با برخوردارى از رشد آزادى شكوفان در اختيار ، در مسير هدفهاى تكاملى تنظيم نمودن . اينست عنصر دوم « حيات معقول » كه پس از بدست آوردن آگاهىهاى عقلانى در بارهء حيات آغاز مىشود . براى درك اين عنصر و عظمت و چگونگى دخالت آن در « حيات معقول » مسائل زير را مطرح مىكنيم : مسئلهء يكم - آگاهى از حيات بزرگترين كارى كه مىكند ، اينست كه كميت و كيفيت روابط انسانى را با نيروها و قوانين و فعاليتهاى جبرى كه او را از هر طرف احاطه كردهاند ، و مقدار و چگونگى آزادى خود را در ميان جنگل انبوه جبرها و شبه جبرها درك مىنمايد . اين مسئله بقدرى براى مشتاقان « حيات معقول » اهميت دارد كه اگر بگوئيم : بدون درك اين مسئله و عمل به آن ، ادعاى زندگى جز يك گزافگوئى شرمآور بيش نيست ، سخنى از روى حقيقت گفتهايم . براى فهم اهميت حياتى اين مسئله كافى است كه جمله اى از نيايش حسين بن على ( ع ) را در صحراى عرفات ، [ آن نيايش كه بازگو كنندهء جدىترين پديدهء روح آدمى با كمال برين است ] ، به ياد بياوريم كه مىگويد : و اوقفنى على مراكز اضطرارى ( پروردگارا ، مرا به موقعيتهاى اضطرار و اجبار
--> ( 1 ) - الانفال آيه 42 .