محمد تقي جعفري
16
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
آن خدائيم و بازگشت ما بسوى اوست ) امكان پذيرست . تكرار * ( اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ) * در هر شبانه روز ده مرتبه ، كاشف از حساسيت زندگى آدمى است كه از مرز ميان رشد و سقوط عبور مىكند . آيهء شمارهء 4 هم اين نيايش را بما تعليم مىنمايد كه « پروردگارا ، دلهاى ما را پس از آنكه هدايت فرمودى در اين مرز حساس ملغزان . اين مضمون در آيهء شماره 7 نيز ديده مىشود . نتيجهء ششم - كسانى كه در گرايش به اصول عقايد سازندهء شخصيت خود سبكسرى و بازيگرى به راه مىاندازند ، و با آن اصول و عقايد متنوع و متضاد ، عمر خود را سپرى مىنمايند ، اينان خود را از هدايت الهى محروم ساختهاند ( آيهء شماره 6 ) توضيح اين كه كسى كه واقعا با پذيرش اسلام خود را مشمول هدايت خداوندى قرار داد ، امكان ندارد ايمان به اسلام را كه تفسير و توجيه كنندهء همه شخصيت او در « حيات معقول » است ، از دست بدهد . اگر كسى براى رفع تشنگى خود ، آب زلال و گوارائى پيدا كند ، سپس آن را به زمين ريخته و دنبال سراب آب نما بدود ، حتما دچار اختلال در شخصيت است كه مرگ را بر زندگى ترجيح داده است . اعراض و انصراف از ايمان به كفر خود دليل روشنى است براى اثبات آنكه ايمان شخص مفروض مقرون به هدايت الهى نبوده است . نتيجهء هفتم - هدايت خداوندى بوسيلهء قرآن راههاى صلح و صفا و خروج از ظلمات را به سوى نور ، هموار مىسازد ( آيهء شماره 8 ) هيچ جاى ترديد نيست كه اگر نوع انسانى طعم آيهء تساوى يك فرد از انسان را با همهء انسانها نچشد و آن را عملا سرمشق زندگى قرار ندهد ، نه روى صلح و صفا را خواهد ديد و نه از ظلمات حيوانى نجات پيدا خواهد كرد . قرآن مىگويد : * ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ ) *