محمد تقي جعفري
176
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و به خوبى مىتوانند ادعاى گروهى از متفكران دوران اخير را كه به تكامل عقلانى و روانى بشر اصرار مىورزند ، باطل نمايند . بحثى در رضايت بشر به « حيات طبيعى » محض و توضيح اين كه اين رضايت خام و ابتدائى است گفته مىشود : بشر بر مبناى حيات طبيعى محض كه اكثريت چشمگير انسانها در همهء دورانها در آن غوطه ورند ، رضايت داشته و بر آن مبنا حركت ميكنند . آيا اين رضايت دليل آن نيست كه مسير حيات بشرى همين است كه پيش گرفته و حركت مىكند مىگوئيم : همانطور كه مىگوئيد اكثريت چشمگير انسانها بر مبناى مزبور حركت مىكنند ، ولى نبايد اين رضايت و حركت را يك پديدهء سادهء طبيعى واقعى بنگريم . اگر در اين مورد دقت كنيم ، خواهيم ديد : اين رضايت و حركت معلول يا نتيجهء مستقيم همان « حب ذات » است كه « صيانت ذات » و « خودگردانى » و در اصطلاح بعضى از زيستشناسان « تضمن مقصود » گفته مىشود و اين حب ذات و خودخواهى مطلق كه مهمترين مختص جاندار است همواره در صدد تحصيل رضايت به موقعيتى است كه جاندار در آن قرار گرفته است ، يعنى فشار و جبر مكانيسم خودخواهى و حب ذات رضايت را بر جاندار تحميل مىنمايد و انسان معمولى همچنين گمان مىكند كه اين رضايت مطابق همهء استعدادها و امكانات انسانى او بوجود آمده است با بررسى دقيق در ارزيابى رضايتهائى كه در حيات طبيعى محض ديده مىشود ، مىتوان انگيزههاى آن را در نظر گرفت . از آن جمله : 1 - رضايت ناشى از سستى اراده و ناتوانى از تحمل گذشت از موقعيت فعلى كه بر مبناى مقدارى از خواستهها و هضم يا تعديل ناملايمات زندگى استوار شده است . 2 - رضايت ناشى از رهائى از فشار و اضطراباتى كه حيات طبيعى را ناگوار و مختل مىسازد ، رضايت با اين انگيزه اگر ادامه پيدا كند ، احتياج به صرف نيروى زيادترى دارد كه خستگى