محمد تقي جعفري
169
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و اشتياق به جهانبينىها كه ناشى از ناتوانى متفكرين از توضيح ديدگاههاى جهانبينى خود مىباشد . اگر اين متفكران مىتوانستند با تشخيص و معين ساختن عينك خاصى كه به چشم خود زدهاند ، برداشت خود را از جهانبينى مطرح نمايند ، مردم را زير رگبار تناقضات جهانبينى افسرده نمىساختند . بيست و چهار - فرداگرايى ناشى از بريده شدن دست از امروز و ديروز و متلاشى ساختن واقعيت با قطعات برندهء زمان . مىتوان گفت چند هزار سال است كه بشر در گذرگاه تاريخ حيات طبيعى خود ، با برخوردارى از مقدارى هشيارى در فرداها زندگى مىكند ، زيرا واقعيت چهرهء خود را در زير پردههاى « حيات طبيعى محض » پوشيده و او خود را در ديروز و امروز در خلا احساس كرده ، راحتى را در فرداهاى موهوم سراغ مىگيرد ، يا با يك عبارت تحليلى پناهگاهى از ديروز و امروز جز فردا را نديده و بسوى آن خزيده است . گروهى ديگر هم به اميد برآورده شدن آرمانها در فردائى كه مىآيد در اعماق سطوح روانى خود فرو مىروند و يك فرداى آرمانى براى خود مىسازند . شاعر مرحوم آقاى ناظر زادهء كرمانى مىگويد : عمر من شد برخى فرداى من واى از اين فرداى ناپيداى من ( 1 ) بيست و پنج - بيمارى مرگبار از خود بيگانگى . بيست و شش - ناتوانى گردانندگان جوامع از عمل به قول و پيمانهائى كه براى تصدى مقام مديريت به جوامع خود مىدهند . و عدم تعيين حدود حقيقى اختيارات مديريتهاى جوامع . البته اين عدم تعين را و ايتهد به گره خوردگى خود طبيعت بشرى نسبت داده و مىگويد : « طبيعت بشرى آن قدر پيچيده و گره خورده است كه همهء برنامههاى اصلاحى كه نوشته مىشود ، در نزد زمامدار حتى از كاغذ باطل شده بوسيلهء نوشتن برنامه روى آن نيز بىارزشتر است » . ( 2 ) بيست و هفت - بلا تكليف ماندن هنر و گم كردن رسالت
--> ( 1 ) برخى قربان و قربانى - فرهنگ معين حرف باء ج 1 . ( 2 ) نفوذ و ماجراهاى ايدهها - الفرد نورث و ايتهد - متن اصلى انگليسى ص 13