محمد تقي جعفري
168
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تدريجى شخصيتهاى مستقل انسانى به شخصيتهاى بيرنگ و بىاصل كه در نتيجه هر رنگ و عنصرى را كه به خود مىگيرد ، در مجراى جبر و ناخودآگاهى خواهد بود . هفده - سستى احساسات و عواطف انسانى كه تدريجا كسها را به چيزها تبديل مىنمايد . حاصل اين تبديل نيز از دست دادن استقلال شخصيت و تسليم شدن در برابر عوامل قوىتر است بدون اين كه بتواند براى مقاومت و استقلال خود ، در صدد تحصيل قدرت برآيد . اين جريان نتيجهء تباه كننده اى كه در دنبال خود مىآورد ، عبارتست از تباهى « خودگردانى » كه مهمترين تمايز جانداران با عالم بيجان است . هيجده - بدترين بهره بردارى از اصل « هدف و وسيله » به معناى تجويز ارتكاب هر عملى در راه بدست آوردن هر گونه هدفى كه براى قدرتمند مطلوب جلوه نموده است . و بىاعتنائى به اين قانون ضرورى كه آن هدف مىتواند وسيله اى را قربانى خود نمايد كه داراى عظمت و ارزش آن وسيله بوده و داراى امتيازى بالاتر بوده باشد كه با قربانى شدن وسيله خسارتى پيش نيايد . تاريخ حيات طبيعى محض انسانها نمىتواند از اصل « هدف و وسيله » بطور منطقى بهره بردارى نمايد چنان كه تاكنون نتوانسته است ، دليل اين ناتوانى بسيار روشن است و هيچ ابهامى ندارد ، زيرا حيات طبيعى خود را مىخواهد و بس و در اشباع اين خودخواهى كه مطلوب مطلق حيات طبيعى است ، هيچ مرز قانونى ميان هدف و وسيله نمىشناسد . نوزده - تباهى وراثتى [ مراجعه شود به كتاب هشت گناه بزرگ انسان متمدن ] بيست - سنت شكنىهاى بىعلت و متزلزل شدن پايههاى حيات بخش فرهنگهاى اصيل كه برپايهء پويائى و هدفدارى استوار مىباشد . بيست و يك - گم كردن هدف و فلسفهء زندگى و گرايش به پوچى در اشكال مختلفش كه فقط با جبر ميكانيسم نيرومند پديدهء حيات كشيده مىشود . بيست و دو - بىاطمينانى و نگرانى از آينده كه يكى از متفكران تحت عنوان « اضطراب مرض قرن بيستم » مطرح كرده است . بيست و سه - از دست رفتن اعتبار