محمد تقي جعفري
125
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
قتل عثمان نداشته است . جلوگيرى از قتل ، يارى مقتول است بر عكس قانون گذشته ، هر كسى يا گروهى كه از قتل يك فرد يا يك گروه بهر نحوى كه جلوگيرى نمايد ، آن فرد يا گروه را يارى نموده و در بقاى حيات آن موثر مىباشد . اين جلوگيرى هم مانند دستور و هر گونه سببسازى براى وقوع قتل اشكال و انواعى دارد كه هر اندازه سببيت آن قويتر باشد ، دخالت و تأثير آن در بقاى حيات بيشتر است . مقصود از آيهء شريفه اى كه مىگويد : * ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ ) * ( 1 ) ( و هر كسى كه نفسى را احياء كند مانند اينست كه همهء نفوس انسانى را احياء كرده است ) ، حيات بخشيدن حقيقى نيست ، چنان كه مقصود از : * ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ ) * ( 2 ) ( هر كس نفسى را بكشد بدون عنوان قصاص يا فساد در روى زمين مانند اينست كه همه نفوس انسانى را كشته است ) ، گرفتن روح از بدن نيست ، زيرا مطابق آياتى كه مىگويد : * ( الله يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها ) * ( 3 ) ( فقط خدا است كه روح انسانى را موقع مرگ مىگيرد ) * ( الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ ) * ( 4 ) ( و او خدا است كه مرگ و زندگى را آفريده است ) . قاتل و احياء كننده مقدمات قتل يا بقاى حيات را بوجود مىآورند . مطابق همان توضيح و تفصيلى كه در انواع دخالت و تأثير در قتل نفس متذكر شديم در انواع دخالت و تأثير در بقاى حيات نيز وجود دارد . چنان كه گرفتن يك
--> ( 1 ) المائده آيهء 32 . ( 2 ) المائده آيهء 32 . ( 3 ) الزمر آيهء 42 . ( 4 ) الملك آيهء 2 .