محمد تقي جعفري

36

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اين نتيجه عبارتست از شكست در برابر حق ، زيرا چه حقى بالاتر از حق حيات كه خداوند به عهدهء او گذاشته است اين يك شكست بنيادين است كه شكستهاى بىشمارى را در پى دارد . توضيح اين كه وقتى كه آدمى حق حيات خود را ايفاء نمىنمايد ، آن حقوق ديگر را كه مبتنى بر حق حيات است ، از دست مىدهد . حق تكامل و رشد را از خود سلب مىكند ، اين حق كه ايفاء نشده است ، بر او پيروز مىگردد ، او حجت و دليلى در برابر قانون و حق مزبور ندارد . اين شكست خوردهء حيات ، در برابر بايستگىهاى زندگى اجتماعى شكست خورده است . در برابر قوانين اخلاقى و عواطف خانوادگى و چشيدن طعم حيات ديگر انسانها كه حقوق مسلمى هستند ، شكستخورده و به زانو در آمده است . نتيجهء پنجم - ممنوعيت از عدالت و انصاف - آن فرد و جامعه ايكه از عدالت برخويشتن كه عبارتست از تكاپو در نجاتدادن « حيات معقول » خود از دستبرد عوامل مزاحم طبيعت و درندگان انساننما ، امتناع مىورزد ، چگونه مىتوان توقع داشت كه عدالت و انصاف ديگران شامل حال او گردد همواره حق و عدالت در جوامع بشرى سراغ كسى را مىگيرد كه در مجراى بايستگىها و شايستگىها قرار بگيرد و بعنوان يك انسان زنده در صحنهء اجتماع ، نقش موجوديت خود را بازى كند ، وقتى كه فرد يا جامعه اى خود را از مجراى مزبور بيرون كشيده و همهء شئون حياتى وى دستخوش وابستگىهاى گوناگون قرار گرفته باشد ، چنين فرد و گروهى با از دستدادن اختيارى حق حيات ، همواره ستمديدهء خويشتن است ، و نمىتواند توقع آن را داشته باشد كه عدالت و انصاف ديگران سراغ او را بگيرد و با پاى خود به بالينش آيد و بگويد : برخيز تا حق ترا از ديگران بگيرم . 18 - الا و انّى قد دعوتكم الى قتال هؤلاء القوم ليلا و نهارا و سرّا و اعلانا ( آگاه باشيد ، من شما را شب و روز ، مخفى و آشكارا براى پيكار با