محمد تقي جعفري

37

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اين قوم دعوت نمودم ) شب و روز ، پنهان و آشكار فرياد زدم آيا من در دعوتم كوتاهى كردم آيا تنها در لحظات هيجان احساسات شما را براى جهاد تحريك نمودم آيا خودم در كاخهاى با شكوه و مجلل نشسته و غوطه ور در رفاه و كامروائىها شما را به ميدان جنگ فرستادم آيا جانهاى شما را وسيلهء كامجوئى و مقام و سلطه جوئى خود قرار دادم مگر من شب و روز ، پنهانى و آشكارا و در همه حال به جهاد دعوت نكردم اگر من ضرورت حياتى در جهاد با دشمنان انسان و انسانيت نمىديدم ، شب و روز پنهانى و آشكارا فرياد بر نمىآوردم كه برخيزيد و برخيزيد تا نابود نشويد . من دائماً بشما گفتم : 19 ، 20 - اغزوهم قبل ان يغزوكم ، فو اللَّه ما غزى قوم فى عقر دارهم الَّا ذلوّا ( شما پيشدستى كنيد و به آن تبهكاران هجوم ببريد ، سوگند به خدا ، هيچ قومى در توى خانهء خود مورد حمله قرار نگرفت ، مگر اين كه ذليل و خوار گشت ) اگر شما معناى خصومت نابكارانهء انسانها را با يكديگر نشناخته‌ايد ، واى بر حال شما نادانهائى كه حماقت را هم بر نادانى خود افزوده‌ايد . مگر از آغاز رشد زندگى خود نمىبينيد كه اگر در روان آدميان سازندگى انجام نگيرد : « انسانها گرگ يكديگرند » ، « انسانها صيادان يكديگرند » اگر نمىدانستيد پس از اين بدانيد و عذر نياوريد كه ما نمىدانستيم و گمان مىكرديم بنى آدم اعضاى يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند سعدى از هم اكنون بدانيد : بنى آدم اعضاى يكديگر نيستند ، انسانهاى تربيت يافته و با ايمان به هدف اعلاى زندگى و جهان بزرگ ، هستند كه اشعه هائى از يك كانونند . چه شباهت جالبى امير المؤمنين ( ع ) با حضرت نوح ( ع ) در دعوت