محمد تقي جعفري

311

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

قطب مثبت و منفى كار « بنا بر اين تا شخصيت استقلال ذاتى خود را در نيافته باشد از سلطه و اعمال آن در جريان كار ناتوان مىباشد . و بدون اين نظارت و سلطه هرگونه احساس اختيار نوعى احساس فريبنده است كه فقط به درد صيقلى كردن حلقه‌هاى زنجيرى عوامل جبر مىخورد . بدون وصول شخصيت به مرحلهء استقلال ، سرنوشت همهء كارهاى فكرى و عضلانى ما در دست تمايلات بىاساس است كه به جهت ضعف شخصيت ، ما را مىگردانند . اين اختيار نيست ، پالان است كه با كمترين سنگينى در يكى از دو طرف ، پالان به همان طرف متمايل مىشود : اشترى ام لاغر و هم پشت ريش ز اختيار همچو پالان شكل خويش اين كژاوه گه شود اين سو كشان آن كژاوه گه شود آن سو گران بفكن از من حمل ناهموار را تا ببينم روضهء انوار را مولوى علم حضورى كه معلومش اين من است ، با آن علم ابتدائى و خام كه معلومش دست من ، پاى من ، چشم من ، گوش من ، آن اندازه متفاوتست كه خود عضو مادى با « من » اشخاصى كه نمىتوانند از آن علم حضورى كه توصيفش كرديم برخوردار شوند ، به خود رحم كنند و مقدارى در آشتىدادن خود با ذات خود ، بكوشند . 7 - دقت كنيد اگر ديديد وصول من را به اين مرحله نمىپذيريد و يا اصلا براى شما نا مفهوم است از اثبات و نفى واقعيتهاى عالى انسانى بر كنار شويد ، شما چطور مىتوانيد بدون احساس برين من در بارهء عدالت فكر كنيد ، مگر دريافت عدالت را مىتوان در درون يك انسان كه به جهت سلب حق استقلال از شخصيت ، ظلم را در بدترين قيافه اش مرتكب شده است ، سراغ گرفت 13 - علم انفعالى براى علم انفعالى دو معنى را مىتوان در نظر گرفت :