محمد تقي جعفري

312

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

معناى يكم - همان تأثر و بازتاب انعكاسى از واقعيات و فعاليتهاى ذهنى وابسته به عوامل و انگيزه‌هاى خارج از ذات . معناى دوم - هر گونه علم وابسته است اگر چه از ذات انسانى بجوشد ، زيرا علمى كه از ذات آدمى مىجوشد ، اگر چه نوعى استقلال از خود نشان مىدهد و ما فوق انفعال از عوامل و انگيزه‌ها به نظر مىرسد ، با اين حال چون ذات وابسته به خدا است ، لذا نمىتواند آن استقلال را داشته باشد كه به كلى ما فوق پذيرش و انفعال بوده باشد ، رشديافتگان كاروانيان مسير شناخت ، اين وابستگى را هم در جوشش معرفت و هم در پايان مراحل آن ، به خوبى در مىيابند . دقت فرمائيد : خاتم ملك سليمانست علم جمله عالم صورت و جانست علم مولوى آيا علم كه جان جهان است ، مىتواند بدون سنخيت وارد جان آدمى شود سنخيت جان آدمى با علم كه جان جهان است ، نمىتواند به چيزى جز شايستگى جان آدمى به گرديدن از مرحلهء يك جاندار به مرحلهء والاى كل جهان موفق و نائل گردد . و اما وابسته بودن آغاز و پايان علم همانست كه باز مولوى در ابيات زير گوشزد مىكند : قطرهء علم است اندر جان من وارهانش از هوى و ز خاك تن قطرهء دانش كه بخشيدى ز پيش متصل گردان بدرياهاى خويش 14 - علم فعلى علم فعلى عبارتست از آن علم ذاتى كه به هيچ عاملى و انگيزه اى و معلومى وابسته نيست و در عين حال كه فروغ اين علم بر همهء معلومات مىتابد ، تابع آن معلومات نيست ، كم و زياد نمىشود ، هيچ تغيير و دگرگونى نمىپذيرد ، مسبوق