محمد تقي جعفري
295
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
در زير آن عكس نوشتم : خوشا به حالت و اگر خودش را مىديدم اين شعر را براى او مىخواندم : تو بيخبرى ، بيخبرى كار تو نيست هر بيخبرى را نرسد بيخبرى 3 - مرحلهء عالى شناخت عبارتست از قرار گرفتن ذهن آدمى در عاليترين قلهء معرفت كه جهان هستى در مقابل ديدگانش انبساط پيدا مىكند و دهشت و حيرت و نشاط كسى را دارد كه از خانههاى تنگ و تاريك و كوچههاى باريك و سنگلاخ و پرموانع گذشته و سوار كشتى شده و اقيانوسى پهناور و بيكران در ديدگاهش قرار گرفته است . اين همان مرحلهء عالى است كه با مشاهدهء جمال و جلال پرفروغ عالم هستى ، ايمان اطمينان بخش و فعالى را در درون آدمى به وجود مىآورد و حيات او را از تصادف و ابهام و بىهدفى نجات مىدهد . 7 - علم اجمالى علم اجمالى عبارتست از انكشاف واقعيتى نامشخص كه قابل انطباق به بيش از يك فرد يا جزئى از كل مجموعى است ، مانند اين كه مىدانيم يك نفر از افرادى كه دور هم نشستهاند ، استاد و بقيه دانشجويان او هستند ، ولى استاد را بطور مشخص نمىشناسيم . هراندازه كه افراد يا اجزاء قابل انطباق بر آن معلوم بيشتر بوده باشد ، احتمال انطباق ضعيفتر مىگردد . البته چون فرض اينست كه ما علم به واقعيتى داريم كه ميان افراد يا اجزاء يك كل است اين علم بدون منتفى شدن بوسيلهء انكشافى ديگر ، و يا بدون دگرگونى اساسى در افراد و اجزائى كه واقعيت معلوم را دگرگون بسازد ، بوجود خود ادامه مىدهد و كثرت و افزايش افراد و اجزاء علم به واقعيت را از بين نمىبرد ، اگر چه مانند روشنائى كه هر اندازه از كانون نور دور تر شويم ضعيفتر مىگردد .