محمد تقي جعفري

296

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

امروزه حساب احتمالات در پديدهء شناخت ، با همين علم اجمالى سروكار جدى دارد . اين علم اجمالى در استمرار دائمى پيگيرى از واقعيات و قوانين جارى در عالم هستى ، اساسىترين عامل محرك است . به اين معنى كه ضرورت پيروى اجزاء و روابط دو قلمرو انسان و جهان از قانون ، براى همهء متفكران و حتى مردم متوسط ، يك معلوم اجمالى ارتكازى است كه نمىگذارد انسان در هيچ يك از موقعيتها و در هيچ صحنه اى از صحنه‌هاى طبيعت و انسان ، احتمال تصادف بدهد و رويداد و يا موضوع مورد توجهش را بدون تفسير و توجيه رها كند ، و ارتباط خود را با آن رويداد يا موضوع با تصادف توضيح دهد و خيال خود را راحت كند و همچنين نمىگذارد آدمى چنين گمان كند هر چيزى مىتواند از هرچيزى صادر شود و هر چيزى مىتواند هرچيزى را بوجود بياورد . با اين توضيح در بارهء علم اجمالى ، اشتباه آن متفكرانى كه شناختهاى بشرى را فقط انعكاسى از واقعيتهاى خارج از ذهن مىدانند ، روشن مىشود . 8 - علم تفصيلى اگر واقعيتى در ذهن آدمى بطور صد در صد كشف شود و آن كشف شده كاملا مشخص و معين بوده باشد ، در اين صورت علم به آن واقعيت علم تفصيلى ناميده مىشود . مانند اين كه شخص استاد را در ميان گروه دانشجويان بشناسيم شرايط يك قانون علمى از مباحث گذشته روشن شد : وقتى كه مىگوئيم : « قانون علمى » يا « مسئلهء علمى » يا « از ديدگاه علم » ممكن است معانى مختلفى منظور شده باشد . گاهى معنائى كه از علم منظور مىشود ، بقدرى وسيع و عام است كه حتى شامل فرض و تئورى هم مىباشد ، گاه ديگر مقصود از علم معنائى بسيار محدود است كه عبارتست از انكشاف صد در صد واقعيت . حدود متوسطى ما بين