محمد تقي جعفري
29
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
به انسانيت برسد و از انسانيت بگذرد و گام به قلمرو فرشتگان بگذارد و آن گاه از آن قلمرو هم بالاتر رود و « آنچه آن در وهم نايد آن شود » پس اولين نوع جهاد در راه خدا عبارتست از ادامهء حيات مستند بر خويشتن و اين تلاش اساس همهء انواع تقواها است كه انسان از مرده شدن در طبيعت به زندگى اختيارى توفيق حاصل مىنمايد : مرده بدم زنده شدم گريه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم مولوى عامل دوم - كه بايستى همواره در راه رفع مزاحمت آن جهاد كرد ، انسان است . چه چيز انسان بلى انسان . مگر انسان هم مزاحم حيات انسانى ديگر است بلى متأسفانه . و جهاد و تلاشى كه براى رفع و دفع شر اين موجود لازم است به قدرت عضلانى و فكرى بيشترى نيازمند است . عمق و گسترش و تعداد اسباب دشمنى انسان با انسان ديگر ، بقدرى زياد است كه اگر روزى فرا رسد كه طبيعت مانند موم در دست بشر تابع ارادهء وى بوده باشد و همهء قوانين و اجزاى طبيعت حتى بدون كار و كوشش به سود انسانها بفعاليت بيفتند ، باز خصومت انسانها اگر عمق و گسترش بيشترى پيدا نكند ، حد اقل تقليل نخواهد يافت ، زيرا اين موجود طبيعتا خودخواه است . اصلا مقايسهء مزاحمت طبيعت با خصومت انسانها با يكديگر به هيچ وجه منطقى نيست ، زيرا كدامين سردى هوا آگاهانه و با تعمد يك انسان را مبتلا به درد نموده است كدامين آتش با علم به اين كه سوختن عضو آدمى دردناك و او را مىكشد ، كسى را سوزانده است كدامين كوه آتشفشان با آگاهى و عمد ، كشت و زرع و خانههاى مردم را ويران ساخته و به آتش كشيده است ولى انسان در خصومت با انسان ديگر ميداند كه جسم و جان آدمى آسيب پذير است و با ديدن آسيب درد مىكشد و مىسوزد و تباه مىگردد . وقيحتر از