محمد تقي جعفري

30

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

خود اين خصومت ، انديشه‌ها و منطقهايى است كه در راه قانونى ساختن نابودى انسانها براى اشباع خودخواهىها و لذتپرستىها و نامجوئىها به كار مىاندازد و اين انديشه‌ها و منطقها را بقدرى مورد اهميت قرار مىدهد كه يك صدم آنها براى آباد كردن جوامع و تقليل آلام بشرى كه از در و ديوار زبانه مىكشد ، كافى است . اينست عامل دوم جهاد ، يعنى جلوگيرى از شر انساننماهاى بدتر از عوامل بنيانكن طبيعت ، يعنى جلوگيرى از شمشيرى كه با نشان « من هستم » و « هستى تو مشروط برخواستن من است » بر سر انسانهائى كه با مشيت الهى بوجود آمده‌اند ، فرود مىآيد . اين انساننماهاى تيزدندان آن خصومت و تنفر از صلح و صفا را دارند كه خفاشان از نور آفتاب . فتنه و آشوب و نابود كردن ارزشها غذاى روانى اين انساننماها است . اگر جويبار زندگى اجتماعى صاف و زلال باشد ، بدون ترديد مردم اجتماع حركات و سكنات و روابط خود را با يكديگر سالم نگه ميدارند ، بدينجهت اين فتنه پرستها نمىتوانند از اين جويبار زلال ماهى بگيرند ، لذا همواره چشمه سار جامعه را تيره و كدر مىخواهند . در آيات قرآنى موضوع فتنه در چند مورد مطرح شده و در برخى از موارد براى از بين بردن فتنه ، دستور به جهاد داده شده است . از آن جمله : * ( وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ ) * ( 1 ) ( با آنها نبرد كنيد تا فتنه مرتفع گردد ) * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ ) * ( 2 ) ( و فتنه بزرگتر از كشتن است ) اينان از حيات طبيعى الهى خود را محروم ساخته‌اند ، لذا نمىتوانند حيات ديگران را هضم نمايند : ز ان كه هر بدبخت خرمن سوخته مىنخواهد شمع كس افروخته مولوى

--> ( 1 ) الانفال آيه 39 ( 2 ) البقرة آيه 217