محمد تقي جعفري

288

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

بود . اگر يك انسانشناس ژرفنگر ادعا كند كه اگر عامل تلقين از قطع و يقينهاى حاصله در ذهن انسانها ، حذف شود ، به جهت بىظرفيتى ذهن آدميان ، ترديد و توهم و تخيل دمار از روزگار معرفتى آنان در مىآورد ، گزافه گوئى نكرده است . عامل سوم - فصل و موسمهايى كه فضاى يك جامعه را فرا مىگيرد . در آن هنگام كه سياستمداران يا رهبران فكرى و اقتصادى يك جامعه طرحى يا نظريه اى را مىريزند و مىخواهند آن طرح را براى مردم جامعه قابل قبول بسازند ، مقدمات و وسايلى را براى منتفى ساختن عوامل احتمال و شك و ترديد در بارهء آن طرح و نظريه در فضاى جامعه بوجود مىآورند ، كه مغزهاى معمولى بدون عبور از آن نوسانات ، حتى بدون مجال براى تفكر در پيرامون طرح و نظريهء القاء شده ، قطع پيدا كنند . اين گونه قطعها را قطعهاى فصلى و موسمى مىتوان ناميد . آنچه كه جاى تأسف است اينست كه پس از سپرى شدن فصل قطعهاى موسمى ، كمتر افرادى پيدا ميشوند كه عوامل جبرى قطعهاى موسمى گذشته را مورد تحليل قرار بدهند و در آينده از آنها بهره بردارى نمايند . 5 - جزم مفهوم جزم مانند مفهوم قطع ، عبارت است بريده شدن استمرار يك رشته نوسانات ذهنى شك و ترديد و توهمات و احتمالات و تخيلات در راه وصول به واقعيت ، تنها تفاوتى كه ميان قطع و جزم وجود دارد ، اينست كه در مفهوم جزم آمادگى انسان و تصميم به عمل طبق واقعيت كشف شده نيز وجود دارد . 6 - علم اين كلمه كه مىتوان گفت در همهء زبانهاى دنيا از قديمترين تاريخ تماس آدمى با واقعيتها شايع است ، سرگذشتى پرماجرا دارد . اگر فرض كنيم مواردى كه اين