محمد تقي جعفري
285
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و فعاليتى كه ذهن در بارهء موضوع انجام مىدهد . بنا بر اين شناخت يك قلم با شناخت يك ميز متفاوت است . اكنون مىپردازيم به بيان انواع ارتباطات شبه كمى ذهن با موضوع در پديدهء شناخت . در آغاز بحث پنجم گفتيم : منظور از ارتباط شبه كمى ذهن با موضوع در پديدهء شناخت ، مراتب نقص و كمال رابطه ايست كه ميان ذهن و موضوع برقرار مىشود ، مانند احتمال و يقين . 1 - احتمال اگر مقدار و درجهء ارتباط كامل ذهن را با موضوع صد قرارداد كنيم . احتمال عبارتست از اتباطى كه درجهء آن كمتر از پنجاه درصد است . هر اندازه كه درصد ارتباط رو به تنزل برود ، احتمال ضعيفتر مىگردد و هر اندازه كه به پنجاه نزديكتر شود ، احتمال قويتر خواهد بود . و اگر احتمال به درجهء پنجاه برسد ، شك و ترديد ناميده مىشود . قدرت تحريك احتمال رابطهء مستقيم با موضوع محتمل دارد ، هر اندازه كه محتمل ( موضوع مورد احتمال ) با اهميتتر بوده باشد ، به همان اندازه قدرت تحريك احتمال بيشتر و شديدتر خواهد گشت . اين ملاك در ظن و اطمينان و علم نيز جريان دارد ، يعنى معمولا با عنصر عينى شناخت است كه سرنوشت تحرك و دگرگونى موقعيتها معين مىگردد ، نه عنصر ذاتى آن . بعنوان مثال : اگر كسى علم داشته باشد به اين كه موقع عبور از يك خيابان ده ريال گم خواهد كرد و آن ده ريال براى او اهميت حياتى ندارد ، اين علم موجب نمىشود كه او دچار دلهره و اضطراب گردد و يا در شئون زندگيش تغييراتى بدهد ، در صورتى كه اگر احتمال بدهد كه اگر از آن خيابان عبور كند ، توهينى به شخصيت او خواهد شد كه در وضع روانى او تأثير عميق خواهد گذاشت . قدرت اين احتمال بقدرى است كه مىتواند تحريكات بسيار با اهميت در او ايجاد كند ، تا آنجا كه ممكن است بعضى از آن تحريكات در دگرگونى زندگى او مؤثر بوده باشد . با دقت در اين