محمد تقي جعفري
284
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
بر خود و امتناع از عمل مزبور شباهت دارند ، يا متضاد يكديگرند . بايد گفت : پديدهء شناخت نيز اگر چه مانند لذت ، با يك مفهوم مورد تفاهم واقع مىگردد ، ولى كيفيت تأثر از انعكاس يك پديده در جريان شناخت ، مانند رنگ ، غير از كيفيت تأثر از انعكاس ثقل يك جسم در ذهن است . حتى انعكاس هريك از رنگها تأثر مخصوص به خود دارد . آيا انعكاس رنگ قرمز كه در اصطلاح نقاشان هنرمند رنگ گرم گفته مىشود و تأثرات عصبى بالخمصوصى را بوجود مىآورد ، شبيه به تأثر رنگ زيتونى باز است كه رنگ سرد گفته مىشود ، يكى است خود همين اصطلاحات كه نقاشان و هنرمندان در رنگها ( سرد و گرم و ملايم ) به كار مىبرند و اصطلاحاتى كه در بارهء نمودها و رويدادهاى جهان عينى مانند دلربا ، دلخراش ، و سوزناك و دلهره آور بكارميرود ، يكى از بهترين دلايل تنوع تأثرات در انعكاسهاى ذهنى مىباشد . همچنين بعد دوم شناخت نيز كه عبارتست از فعاليت خاص ذهن روى صور انعكاسيافته در ذهن . كاملا متنوع بوده و قابل مقايسه و تشبيه به يكديگر نمىباشند . بعنوان مثال : حكم به ثبوت رابطه ميان يك موضوع و محمول مانند « خردمند بر جامعه مفيد است » فعاليتى است كه با تجريد عدد در ذهن اندك شباهتى ندارند . تجريد عدد در ذهن نوعى فعاليت است كه بدون نياز به معدود و موضوع و محمول و كيفيت عينى و كيفيتهاى رابطه اى مانند ضرورت و امكان در ذهن انجام مىگيرد ، در صورتى كه حكم به ثبوت رابطه ميان يك موضوع و محمول بهمهء امور مزبور نيازمند است . به همين جهت است كه براى تعريف حقيقى شناخت بايد براى هريك از شناختها تعريف خاصى در نظر گرفت . چنان كه براى شناخت حقيقى لذت يا الم بايد براى هر يك از آنها تعريف خاصى را منظور نمود . هر شناختى از دو عنصر ذاتى و عينى تركيب مىيابد . عنصر عينى آن موضوع است كه در ذهن انعكاسيافته و مورد فعاليت شناختى ذهن قرار گرفته است . عنصر ذاتى عبارتست از تأثر انعكاسى ذهن