محمد تقي جعفري

249

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

بدون علت بوجود نمىآيد « نديده‌ايم ، آنچه را كه مىبينيم عبارتست از رويدادهايى در پشت سر رويدادهائى معين و بس . چنان كه عامل بوجود آورندهء قوانين كلى انعكاس واقعيت در ذهن و فعاليت خاص ذهن در بارهء آن انعكاس يافته‌ها است ، همچنين ايمان كه از تماس با جهان عينى شروع مىشود و در شخصيت بعنوان عنصر فعال در مىآيد و تمام شئون زندگى را تفسير و توجيه مىنمايد ، نمىتواند ساخته شدهء شناختهاى انعكاسى از عالم عينى بوده باشد . يكى از بهترين دلايل اين مدعا اينست كه ايمان به قرار گرفتن آدمى بعنوان جزئى از دستگاه هستى كه با تحولات و دگرگونيهايش يك آهنگ كلى را مىنوازد ، به انواعى از فعاليتهاى مغزى و روانى نيازمند است كه به هيچ وجه در جهان عينى قابل مشاهدهء حسى نمىباشند . از آن جمله : 1 - در اين اقيانوس پرموج جهان هستى كه من در آن زندگى ميكنم ، ثابتهائى مقرر است كه موجب انتزاع قوانين علمى مىباشند . 2 - من كه موجودى با مختصات طبيعى در اين دنيا زندگى مىكنم ، اين قضيه را كه بايستى كارى ديگر جز آنچه را كه حيات طبيعىام با عوامل جبرى خود از من بوجود مىآورد ، انجام بدهم ، اين را با يك شعور طبيعى ناب در مىيابم . 3 - اگر آغاز و انجام اين جهان را براى خود قابل درك و فهم تلقى نكنم ، هيچ يك از گفتارها و انديشه‌ها و كردارها و خواسته‌هاى من قابل درك و فهم كلى نخواهد گشت . 4 - اگر بگويم : ما ز آغاز و ز انجام جهان بيخبريم اول و آخر اين كهنه كتاب افتاده است با اين گفتار خود را بمسخره گرفته و با لالائى به صورت فلسفى خود را در خواب پريشان فروميبرم و ممكن است با اين لالائى پلكهاى چشمانم را رويهم بگذارم ، ولى بخواب واقعى فرونخواهم رفت ، زيرا تصور اين كه براى اين جهان آغاز و انجامى وجود دارد ، با نظر به اين كه وسط اين جهان كه ما در آن حركت مىكنيم ،