محمد تقي جعفري

23

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

جنسى آنها بوده باشد . 5 - آزادى شگفتانگيز و سازنده كه انسانشناسان بروز آن را به عشق نسبت مىدهند ، عامل آن وارستگى انسانى است كه آرمان نهائى مذهب و حقوق و اخلاق و ساير تكاپوهاى مثمر بشرى معرفى شده است . در صورتى كه عشق مجازى كه از جلوه‌هاى جاذبهء جنسى است ، با نظر به هدف و به جريانى كه طى مىكند ، نه حقوق مىشناسد و نه مذهب و نه اخلاق و نه ديگر تكاپوهاى مثمر بشرى . بدينجهت بوده است كه در سرتاسر تاريخ بشرى در همهء جوامع شخصيتها و ارزشها و قوانين فراوانى كه از همهء ديدگاه‌ها به سود جامعه بوده است ، بوسيلهء همين جاذبه جنسى عشقنما ناديده گرفته شده يا بر باد رفته‌اند . به نظر مىرسد براى تفكيك ميان نمودهاى روانى جاذبهء جنسى و عشق حقيقى ، همين مقدار كه مطرح كرديم ، بعنوان يك مقدمه كفايت مىكند . آنچه را كه مىتوان بعنوان جامع مشترك براى عشقهاى حقيقى مطرح كرد ، عبارتست از گرايش شديد و قرار گرفتن در جاذبهء والاترين هدفى كه بتواند جان عاشق را مبدل به وسيله نمايد . و هيچ هدف طبيعى نمىتواند آدمى را به موقعيتى والاتر از موضع طبيعى خود نايل بسازد تا شايستگى مبدل ساختن جان را از ارزش هدفى به ارزش وسيله اى داشته باشد . بنا بر اين اصل ، مىتوانيم پديدهء عشق را بدين نحو مطرح كنيم كه پديدهء عشق چه مجازى و چه حقيقى يك حقيقت است ، نهايت امر اينست كه بايد ديد معشوق چيست اگر معشوق يك موضوع مربوط به ضرورت طبيعى ، يا برآورندهء خواسته‌هاى خودخواهى و لذتپرستى با انواع گوناگونش باشد ، اين عشق مجازى و بىاساس و برهم زنندهء ارزشها و ناقض هرگونه اصل و قانون انسانى است و اگر معشوق هدفى والاتر از ضرورتهاى طبيعى و عوامل خودخواهى و لذتپرستى بوده و عامل رشد و كمال انسانى است ، عشق حقيقى مىباشد . عشق به اصلاح جامعه ، عشق به آزادى مثبت ، عشق به دانش و كشف واقعيتها ، كه همهء آنها از عشق به كمال