محمد تقي جعفري

224

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

به اين معنى : بوئى كه بوسيلهء ابزار بويائى ( بينى ) به درون منتقل شده است ، در درون مثلا در روى اعصاب يا سلولها همان هويت بوئى را ندارد يا وقتى كه طعم شيرينى را ذائقه مىچشد و آن را به اعصاب تحويل مىدهد . اگر اعصاب را بررسى كنيم ، طعم شيرينى ندارد . چنان كه اعصاب با ديدن رنگ قرمز ، قرمز نمىشود بطورى كه براى منتقل شدن رنگ آبى بوسيلهء چشم به اعصاب ، نخست بايد آن رنگ قرمز كه پيش از آبى اعصاب يا سلولها را رنگين كرده پاك شود ، سپس رنگ آبى جاى آن را بگيرد و اگر رنگ قرمز پاك نشود ، با ورود رنگ آبى ، اعصاب يا سلولها با يك رنگ مخلوط از قرمز و آبى رنگين گردد . يا موقعى كه يك جسم سبك يا سنگين را برميداريم و وزن آن را احساس مىكنيم ، اين سنگينى يا سبكى ، اعصاب يا سلولها را مطابق خود سنگين و سبك نمىكند . از اين جريان به اين نتيجه مىرسيم كه پديده‌ها به هيچ وجه هويت خود را پس از انتقال به درون حفظ نمىكنند . به همين جهت است كه گفته شده است : آنچه را كه ذهن يا اعصاب و سلولها يا هر واقعيتى كه پديده‌هاى برونى را بوسيلهء حواس تحويل مىگيرد ، جز درك مشخصى از آنها را ندارد . لذا مىتوان گفت : كوشش براى اثبات اين كه در جريان شناخت يك نوع كنش و واكنش فيزيكى يا فيزيولوژيك ميان درون و برون انجام مىگيرد ، هرگز به نتيجهء صحيح علمى نخواهد رسيد . جريان قانون عليت در تأثير و تأثر درون و برون يك قانون كلى است ، ولى نه به آن معنى كه در جهان طبيعى برونى ديده مىشود . توضيح اين كه هيچ ترديدى نيست كه براى بوجود آمدن تأثر از شيرينى ، خوردن مواد شيرين لازم است ، ولى مسئله اينست كه آن شيرينى كه بوسيلهء مادهء شيرينى در ذائقه احساس شده و سپس به اعصاب يا سلولها منتقل شده است ، همان شيرينى عينى است و آن گهى محتويات و شرايط درونى كه تحت تأثير عامل برونى قرار مىگيرد ، تعيين كنندهء هويت و مشخصات معلولى است كه علت برونى بوجود خواهد آورد . بعنوان مثال :