محمد تقي جعفري
223
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
5 - گفته شده است كه ما اگر بيك واحد در مجموعه متشكل جهل داشته باشيم ، بدانجهت كه همهء واحدهاى مجموعهء متشكل با يكديگر مربوطند ، لذا ما هم اجزاء ديگر را نخواهيم شناخت و هم مجموعه متشكل را . اين استدلال براى رد عقيدهء كسانى خوبست كه ادعاى شناخت مطلق دارند ، نه براى كسانى كه شناخت و معرفتهاى حاصله از ارتباط حواس و ديگر وسايل شناخت با جهان جز من را نسبى مىدانند و با اين معرفتهاى نسبى هدفهاى نسبى و وسايل آنها را در زندگانى خود تأمين مىنمايند . البته ما يك مقدار شناختهاى مطلق داريم كه هيچ عقلى و منطقى نمىتواند آنها را ناديده بگيرد ، مانند اين كه جهان هستى واقعيت دارد و جهان هستى از قانون پيروى مىكند و غير ذلك . وسائل و ابزار شناخت نوع اول - طبيعىترين و ابتدائىترين وسائل و ابزار شناخت حواس طبيعى آدمى است كه مقدارى از آنها ، اجزائى از كالبد آدمى است . اين اجزاء عبارتند از چشم و گوش و بينى و لامسه و ذائقه . در توضيح و تحليل اين حواس در علوم تشريح و فيزيولوژى اعضاء ، مباحث بسيار فراوان و تحقيقات زياد انجام گرفته است . البته اين مباحث و تحقيقات هنوز بمرحلهء نهائى خود نرسيده است . گفته مىشود شمارهء كتابهائى كه فقط در بارهء ساختمان چشم و فعاليت آن نوشته شده است ، بالغ بر هزاران مجلد مىباشد . آنچه كه ثابت شده است ، اينست كه اين حواس مىتوانند واسطه انتقال پديدههاى عينى به سلسلهء اعصاب گشته و آنها را تحت تأثير قرار بدهند يا در آنها منعكس گردند ، ولى اين مسئله وجود دارد كه همهء پديده هائى كه بوسيلهء حواس طبيعى به درون انسان منتقل ميشوند ، همان هويتى را كه در جهان عينى داشتند ، در درون حفظ نمىكنند .