محمد تقي جعفري
222
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
را با تعينى خاص در ذهن خود در مىيابيم كه هرگز با تعيين عدد 7 اشتباه نمىشود . اگر اندكى دقت كنيم ، خواهيم ديد علت انكار شناخت از طرف سوفسطائىها اينست كه آنان از ذهن بشرى چنين توقع داشتهاند كه ذهن بشرى را مانند صفحهء آيينه اى صيقلى تصور كنند و صور منعكسشده در آن را مانند صورتى كه در آيينه منعكس شود ، ببينند اين مقايسهء نابجا باعث انكار پديدهء شناخت از طرف سوفسطائيها شده است . البته بعضى از مكتبهاى جزمى ( دگماتيسم ) هم كه هيچ هويت مجردى در موجوديت انسان سراغ ندارند ، نمىتوانند پاسخ قانعكننده اى به سفسطه بازى سوفسطائيان در بارهء شناخت بدهند ، زيرا با هيچ وسيله اى نمىتوان صورتى مطابق نمود عينى در صفحهء ذهن نشان داد و آنچه را كه در ذهن است به آن چه كه در جهان عينى است ، تطبيق نمود . بعنوان مثال اعداد به هيچ وجه صورتى در ذهن ما منعكس نمىكنند . آنچه كه در جهان عينى وجود دارد معدود است . و آنچه كه در ذهن بعنوان يك واحد دريافت مىشود شكل كتابتى عدد ( 2 و 3 ) است و ما هويتى بنام 2 و 3 در ذهن غير از شكل كتابتى آنها نمىيابيم . و ما نبايد از اين كه ميدان اين همه دريافتها و فعاليتهاى ذهنى يك ميدان مادى است ، دچار اشتباه شده و انعكاس در ذهن را با انعكاس در صفحهء آيينه يكى بدانيم . هر دو گروه سوفسطائى و جزمى بايد اين واقعيت را بپذيرند كه انعكاس ذهنى يك اصطلاح مجازى است كه چاره اى جز بكاربردن آن نداريم ، نه اين كه اصطلاح مزبور بازگو كنندهء عين واقعيتى است كه در جريان است . اين نكته را هم بايد در نظر بگيريم كه ما با هر نمود عينى كه با تأثر بيشتر ارتباط برقرار كنيم ، آن نمود با تعين و تشخص روشنتر و قابل تطبيقتر با واقعيت عينى براى ما قابل دريافت ذهنى مىباشد . صورت معشوق در ذهن عاشق شبيه به نمود عينى در صفحهء آيينه است ، نه به آن معنا كه صورت معشوق در ذهن قابل ديدن و عكسبردارى كردن است ، بلكه دريافتشدهء مفروض كاملا روشن و صد در صد قابل تطبيق به صورت عينى است .