محمد تقي جعفري
188
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و اكنون على بن ابي طالب ( ع ) از روى ستمكارى رو به شما آورده است ( و هركس كه پيمان بشكند ، به ضرر خود شكسته است ) با بهترين وسائل براى جنگ آماده شويد و ابزار جنگ را مهيا كنيد و بهر شكلى كه بتوانيد سبك و سنگين رو به من آوريد ، خدا ما را و شما را به اعمال نيكو موفق بسازد . پس از اين دعوت ، مردم از همهء آباديها و نواحى در نزد معاويه جمع شدند و آمادهء حركت به صفين گشتند ، معاويه با آنان به مشورت پرداخت و گفت : على بن ابي طالب از كوفه بيرون آمده و از نخيله عبور كرده است . حبيب بن مسلمة گفت : نظر من اينست كه از شام حركت كرده و به همان منزلى كه بوديم برويم . زيرا آن منزلى است مبارك و خدا ما را در آن منزل بهره مند ساخت و براى ما از دشمن انصاف گرفت . عمرو بن العاص گفت : رأى من اينست كه با سپاهيان حركت نموده و سپاه را در زمين جزيره كه تحت سلطهء آنها است وارد كنى ، اين كار براى لشكريانت نيروبخش و دشمن را كه با تو مىجنگد تضعيف مىنمايد . معاويه گفت : سوگند به خدا ، من مىدانم كه مطلب همانست كه تو ميگوئى ، ولى مردم از اين دستور من اطاعت نخواهند كرد . عمرو عاص گفت : جزيره زمين ملايم است معاويه گفت : كوشش مردم در اينست كه به همان منزلشان برسند كه در آنجا بودند ( صفين ) معاويه و يارانش در بيرون دمشق دو روز و سه روز براى مشورت توقف نمودند ، تا جاسوسان معاويه برگشتند و گفتند : در ميان ياران على ( ع ) اختلاف افتاده و گروهى كه مسئلهء حكميت را مردود دانستهاند ، از ياران على ( ع ) جدا شدهاند و اكنون او از شما منصرف گشته و به كار آن مخالفين پرداخته است . مردم پيرامون معاويه از خوشحالى تكبير گفتند ، معاويه در همان آمادگى ، منتظر سرنوشت على ( ع ) و يارانش بود و اين كه آيا وى بسوى معاويه حركت خواهد كرد يا نه . ديرى نگذشته بود ، خبر آمد كه على ( ع ) خوارج را كشت و پس از شكست آنها ، تصميم گرفته است كه حركت كند ولى مردم از او مهلت خواستهاند ، معاويه و مردم پيرامونش