محمد تقي جعفري
164
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
دست آدمى خالى از عمل مىباشد . پس در اين زندگانى كه عمده عامل محرك آن ، اميدها و آرزوها است ، خرد حكم مىكند كه آنها را با اعمال صالحه عينى تحقق ببخشد . در اين هنگام اعمال مفيد انجام داده و مرگى كه به سراغش خواهد آمد ضررى به او نمىرساند . و بالعكس ، كسى كه در روزگار اميدها و آرزوها كوتاهى كند ، و نتواند آنها را براساس خرد و وجدان تنظيم نموده و در عمل از آنها بهره بردارى نمايد ، عملش خسارتبار و مرگش ضرربار خواهد بود . 18 ، 19 - الا فاعملوا فى الرّغبة كما تعملون فى الرّهبة ( هشيار باشيد ، در هنگام خوشى و رغبت چنان عمل كنيد كه در موقع ترس و وحشت عمل مىكنيد . ) عمل در روزگار خوشى و عمل در روزگار ناخوشى در آن هنگام كه آدمى در خوشىها و لذايذ غوطه ور است ، توجهى به عظمت تعهد و تكليف و وابستگى به خدا و محاسبهء اعمالى كه انجام مىدهد ، ندارد . گوئى در موقع اشتغال سطوح روان آدمى با خوشىها و لذايذ ، تفكر و تعقل از كار مىفتد و گمان مىبرد آنچه كه « بايد بشود » همان است كه وى در آن غوطه ور است . ولى در آن هنگام كه روزگار درد و ناخوشى مىرسد ، مضطرب و مشوش مىگردد و رو به خدا مىبرد و خود را به تعهد و تكليف وابسته مىبيند . اين پديدهء احمقانه باعث شده است كه بعضى از متفكران گفتهاند كه : گرايشهاى دينى معلول ترس و ناتوانى و احساس درماندگى است وقتى كه از راسل مىپرسند : « علت اين كه در طى قرون ، بشر آن چنان كه پيدا است ، خواستار مذهب بوده است ، چيست » چنين پاسخ مىدهد « من اصولا فكر ميكنم كه علت اين خواستارى ترس بوده است ، چون بشر خود