محمد تقي جعفري
128
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و مستضعفان جامعه قطع نكرده ، بلكه در راه دفاع از حيات آنان به جانبازى و شهادت تن در دادهام و براى ريشه كن كردن ظلم ، اهانتها از معاويهها و عمروعاصها را متحمل شدهام . . . پروردگارا ، با همهء اين گذشت و كوششها در راه « حيات معقول » انسانها ، چرا مرا در دريائى از مصيبتها و ناگواريها غوطه ورم ساخته اى بلكه بالعكس همواره در سرتاسر نهج البلاغه با نوعى از انبساط روحى على بن ابي طالب در برابر عدل الهى رويارو مىشويم ، كه موجب حيرت ما مىگردد ( 1 ) جملاتى كه امير المؤمنين در بارهء شكرگزارى نعمتهاى خداوندى و گسترش عمومى عدالت الهى در پهنهء جهان هستى ، در نهج البلاغه بيان نموده است ، خود بهترين دليل آن است كه ابراز ناراحتىها و ناگواريهائى كه در چند مورد در نهج البلاغه آمده است ، معلول تحرك احساسات خام نبوده است ، بلكه احساس درد و رنجش و ابراز آن كه ناشى از خنثى گشتن آرزوها و اميدها و تلاشهاى امير المؤمنين در راه ايجاد « حيات معقول » بوده براى مردم جامعه بوده اين
--> ( 1 ) بعنوان نمونه مىتوانيد آغاز خطبهها و جملاتى را كه در وسط خطبهها آمده و مربوط به حمد و ثناى خداوندى است ، بررسى نماييد . اين جملات كه معمولا علت حمد و ثنا را هم بازگو مىكند ، جريان مشيت الهى مربوط به انسان و جهان است . بطورى كه بر فرض محال اگر خداوند قدرت آفرينش و به جريان انداختن دو قلمرو جهان و انسان را به على بن ابي طالب مىسپرد و مىگفت : انسان و جهان را به آن كيفيت كه تو مىخواهى بساز . امير المؤمنين آن دو قلمرو را همانطور مىساخت كه خدا آنها را ساخته و بجريان انداخته است در اين جمله دقت فرمائيد : و اشهد انّك عدل عدل و حكم فصل ( خطبه 214 ) ( خداوندا شهادت مىدهيم به اين كه ، تو عادلى ، محض عدلى ، خداوندا تو حاكم جدا كنندهء حق از باطلى ) ملاحظه مىشود كه امير المؤمنين به اين قناعت نمىكند كه بگويد : خداوندا تو عادلى ، بلكه نخست صف عدالت را بر او اثبات نموده بلا فاصله كلمهء عدل را متذكر مىشود يعنى محض عدالت . البته كلمهء عدل كه مصدر است ، خود دلالت واضح دارد به اين كه خدا محض عدالت است ، با اين حال كلمهء عدل با فتحه عين و دال را مىآورد كه تأكيدى براى محض عدالت بودن خداوندى است .