محمد تقي جعفري
123
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
جنايتكار مىباشد . احساسات مردم تماشاگر با ديدن جنايت مفروض بسيار گوناگون مىباشد . شايد وقاحت و پليدى جنايت بعضى از تماشاگران را بقدرى تحت تأثير قرار بدهد كه واقعاً از خود بى خود شوند و چه بسا كه به نوعى اختلال روانى دچار شوند . در آن حال كارشناس مسائل جنائى وارد صحنه مىشود و به تماشا و بررسى جنايت مىپردازد . يقينى است كه اين كارشناس هم بدانجهت كه انسان است از آن منظرهء دردناك متأثر شود ، ولى بدون اين كه اين تأثر بتواند نيروى محاسبات و بررسىهاى جنايت را كه بوسيلهء معلومات و قوانين مربوطه به فعاليت مىافتد ، خنثى نمايد ، كارشناس به بررسى و محاسبات خود مىپردازد . احساسى كه اين شخص در برابر جنايت دارد ، يك احساس تصعيد شده اى است كه سطوح روانى و نيروهاى فعال مغز او را مختل نمىسازد . از اين دو مثال به خوبى روشن مىشود كه مقصود از احساسات تصعيد شده بروز حالات غير طبيعى در انسان نيست ، بلكه آن پديدههاى روانى است كه شخصيتهاى رشد يافته با همكارى معلومات و دريافت شدههاى منطقى و تجربى در برابر انگيزهها از خود بروز مىدهند . بنا بر اين ، معناى احساسات تصعيد شده نفى خاصيت تأثرپذيرى انسان از انگيزههاى محرك احساسات نيست ، بلكه نشان - دهندهء رشد شخصيت در ابعاد گوناگون است . و اين تفسير در بارهء احساسات تصعيد شده غير از تفسيرى است كه بعضى از روانكاوان دوران معاصر مطرح مىكنند و مىگويند : احساسى كه تصعيد مىشود ، نوعى ديگر از احساس ابتدائى طبيعى است ، مثلا احساسات هنرى ، تصعيد شده از احساسات جنسى است كه سركوب شده است . اين گونه تفسيرها در نيروها و ابعاد روانى ، نه تنها هيچ مشكلى را حل نمىكند ، بلكه خلاف مشاهدات عينى ما است كه مىبينيم آنچه را كه مادهء خام احساسات تصعيد شده فرض مىشود ، دوشادوش يكديگر در روان انسانها به فعاليت مىپردازند ، مثلا با اشباع كامل و آزادانهء غريزهء جنسى ، فعاليتهاى هنرى هم در همان انسان در حد اعلا است . باضافه اين كه