محمد تقي جعفري

124

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ماهيت لذت جنسى و آثار و خواص آن و احساساتى كه در موقع هيجان اين غريزه بوجود مىآيد ، با ماهيت و ديگر لوازم لذت هنرى و ريشه‌هاى خلاقيت آن هيچگونه شباهتى ندارد . به نظر مىرسد كه در تفسير احساسات تصعيد شده در روانكاوى و روانشناسى معاصر نيز ، ذوقپردازى در نتيجهء پافشارى به اصول پيش ساخته كار خود را كرده است . بهر حال اين جمله كه مىگويد : « كسى كه با احساسات زندگى مىكند ، زندگى او درام است » از يك جريان عادى سخن مىگويد و در عين حال مردم را از امكان رشد دادن شخصيت براى آمادگى به احساسات تصعيد شدهء غافل نگه ميدارد . شعرا و نويسندگان ادبى عاليمقام كه آثار برجسته و سازنده در تاريخ بشرى بوجود آورده‌اند ، دستخوش احساسات خام نبوده با احساسات تصعيد شده با مردم سخن گفته‌اند و مقصودى جز تحريك احساسات تصعيد شدهء انسانها ، يا روشن ساختن راه تصعيد احساسات آنان نداشته‌اند . بينوايان ويكتور هوگو ، جنگ و صلح تولستوى يادداشتهاى زيرزمينى داستايوسكى ، پنج حكايت شكسپير ، اين آثار در پيش برد تكامل بشرى گامهاى مؤثرى را برداشته‌اند . با اين كه محتويات كتابهاى اينان نه با منطق رياضى اثبات شده است و نه با فلسفهء علوم تحققى محض و نه از تجربه در روى نمودهاى فيزيكى و فيزيولوژيكى انسانها ، بلكه استخوان بندى اين آثار سازنده با عناصرى از احسات تصعيده شده اى است كه در متن حيات انسانها و لابلاى سطوح روانى آنان در جريان است . حال به اين سؤال توجه كنيد : آيا كسى كه با احساسات زير زندگى مىكند ، زندگى او دردناك و اندوهبار است كه با شدت تدريجى براى روان او بيمارى را به ارمغان مىآورد 1 - « شب پيش از خفتن باز گفت : هرگز نه از دزدان بترسيم ، نه از آدمكشان اينها خطرات بيرونىاند ، خطرات كوچكند ، از خودمان بترسيم ، دزدان واقعى