محمد تقي جعفري
122
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
هر كسى از ظن خود شد يار من و ز درون من نجست اسرار من زندگى با احساسات تصعيد شده مقصود از احساسات تصعيد شده اينست كه تأثر روان از انگيزهء احساسات مانند يك معلول ماشينى از يك علت ماشينى نبوده ، بلكه پيش از آنكه انگيزهء احساسات در روان آدمى تأثير ايجاد كند ، از مجموع نيروها و عناصر شخصيت شناخته شده ، ارزيابى شده باشد . هر اندازه كه معرفت آدمى در بارهء آن انگيزهها و شئون مربوط به آنها بيشتر بوده باشد تأثر از آنها معقولتر خواهد بود . بعنوان مثال يك فرد عادى وارد يك منظرهء زيبا و لذت بار مىگردد ، جاى ترديد نيست كه با تماشاى آن منظره احساسات گوناگون اين فرد خواهد جوشيد و ممكن است زيبائى منظرهء مفروض بقدرى عالى باشد كه تماشاگر باصطلاح معمولى از خود بى خود شود . اما اگر فرض كنيم فردى ديگر وارد آن منظره مىشود كه مناظر زيادى را ديده و در بارهء واحدهاى تشكيلدهنده آن و همچنين در بارهء مجموعههاى نسبى و مجموعهء كلى آن مناظر ، معلومات و دريافتهاى فراوانى دارد ، هيچ جاى شك نيست كه اين فرد از منظرهء مفروض ، تأثيرى را كه فرد عادى پيدا مىكند ، نخواهد داشت زيرا انگيزگى و تحريك زيبائى آن منظره بوسيلهء معلومات و دريافتهاى فراوان پيشين تفسر و توجيه شده و كيفيت تأثرش عالىتر و مخلوط با فعاليتهاى ديگر ابعاد روانى او خواهد بود . احساساتى كه بچنين شخصى دست خواهد داد ، احساساتى است تصعيد شده ، نه احساسات خام . يك مثال ديگر براى توضيح احساسات تصعيد شده در نظر مىگيريم : در كوچه اى جنايتى واقع شده ، جسدى بيجان روى خاك و خون غلطيده و جراحتهاى وارد بر پيكر مفروض ، بيرحمى و شقاوت وقيحانهء قاتل را مجسم نموده و نمايانگر ناتوان شدن مجنى عليه در برابر ضربات بيرحمانهء قاتل