محمد تقي جعفري
107
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
بسيار باريك باز كرده و او را به موقعيت فعليش رسانيدهاند ، مورد توجه قرار نمىگيرند ، همچنين مثبتهاى غير اختيارى و نامعلوم ، مانند اين كه معشوقه اش لباس زيباى نظامى را دوست دارد و براى جلب نظر او وارد دانشكده نظام مىشود و تحت تعليم و تربيت يك استاد نظامى ماهر كه به هيچ وجه در اختيارش نيست مراتب نظاميگرى را سپرى مىكند ، آن گاه براى بدست گرفتن مراحلى از قدرت ، خوابها مىبيند و در رؤياها غوطه ور مىگردد و بدون آنكه شايستگى واقعى براى مديريت داشته باشد ، همرديفهايش در يك جنگ كشته مىشوند ، يا بازنشست و يا اخراج مىگردند و براى رسيدن او به قدرت راه باز مىشود . 11 - از آن موقع كه تاريخ رسمى بشرى مطرح شده و احساس همنوعى كه احساس همدردى را به دنبال مىآورد . بروز كرده است و از آن موقع كه حد اقل هشياران بشريت متوجه شدهاند كه آفرينندهء هستى ، محبت به مخلوقات خود دارد ، در هر جامعه اى در هر دورانى دريائى از اشك سوزناك براى شكمهاى گرسنه و بدنهاى برهنه ، ريخته شده است . اگر دوشادوش جريان سيل اين اشكهاى مقدس ، قطراتى هم در راه دلسوزى به نابودى قدرتمندان قدرتپرست كه بوسيلهء همان قدرت از انسانيت محروم گشته و دست به خودكشى با سلاح « من قهرمانم » زدهاند ، ريخته مىشد ، قرنها پيش از اكتشاف باروت و سموم شيميائى و اتم هيدرژن ، حساب انسانهاى با قدرت تصفيه مىگشت و پرستشى بنام قدرتپرستى در قاموس بشرى پيدا نمىشد و بنى نوع انسانى مىتوانست با تحمل وجود ديگران ، زندگى كند . اگر همزمان با ريختن دريائى از اشكهاى سوزان براى شكمهاى گرسنه و بدنهاى برهنه و بىمسكن ، قطراتى هم بر ارواح تشنه و گرسنهء معرفت و نور ريخته مىشد ، بدون ترديد قدرتپرستان براى سيراب كردن تشنگى روحشان بدنبال مايع قرمز رنگى بنام خون نمىرفتند و براى اشباع گرسنگى روحشان دنبال گوشت و استخوان همنوع خود نمىرفتند و براى روشن ساختن تاريكىهاى درونشان بجاى نور معرفت ،