محمد تقي جعفري
108
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
سراغ برق شمشير را نمىگرفتند . 12 - عشق و پرستش قدرت يك ناتوانى ديگرى نيز به وجود مىآورد كه با نادانى مطلق دست بهم داده قدرتمند را به پايكوبى روى شخصيت متلاشى شده اش وادار مىسازد . او انسان و جهان را از ديدهء مالكيت خود بر آن دو تماشا مىكند . نظم و هندسهء طبيعت و قوانين صحيح انسانى را در وجود خود متبلور مىبيند و چنين مىپندارد كه انسان و جهان نه پيش از او نظم و قانون داشته است و نه پس از او خواهد داشت خداوندا ، چه چاه عميق و تاريكى است كه اين ناتوانان در آن افتادهاند و كجا است آن طنابى كه بتواند اين چاه نشينان طبيعت را برون بياورد مولانا در اين باره اظهار يأس و نوميدى كرده است : در چهى افكنده او خود را كه من درخور قعرش نمىيابم رسن در چهى افتاده كان را غور نيست آن گناه او است جبر و جور نيست قدرت در اختيار كسانى كه شخصيت انسانى آنان در نبرد با خودخواهى پيروز گشته است 1 - اولين امتيازى كه انسانهاى پيروز در كارزار خودخواهى ، از بدست آوردن قدرت دارا مىگردند ، افزايش آگاهى و هشيارى آنان مىباشد ، زيرا قدرت كه امكان تصرف و ايجاد دگرگونى در طبيعت انسانها را در اختيار دارندهء قدرت مىگذارد ، شخصيت انسانى وى براى انجام مسئوليت ، خود را بر افزودن آگاهى ملزم مىبيند ، تا آنجا كه بتواند در كاربرد قدرت به خطا نيفتد و مرتكب خلاف تعهد نگردد . 2 - قدرت در دست شخصيت رشد يافته همواره يك احساس ناتوانى بسيار ظريف و در نهايت عظمت را همراه دارد . اين احساس ناتوانى ناشى از توجه به اين حقيقت است كه مالك مطلق حيات و موت خدا است و بس و يك