محمد تقي جعفري

37

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و از كيست و به كيست 27 ، 28 ، 29 ، 30 ، 31 - هبلتهم الهبول ، لقد كنت و ما اهدّد للحرب و لا ارهب بالضّرب و أنّى لعلى يقين من ربّى و غير شبهة من دينى ( من تاكنون در زندگىام تهديد به جنگ نمىشدم و از زد و خود بيمى به خود راه نمىدادم . من بر مبناى يقين از پروردگارم و بدون اشتباه در دينم حركت ميكنم . ) آن كس از تهديد به جنگ مىهراسد كه از مرگ مىترسد على ( ع ) و ترس از مرگ براى آن انسان كه زندگى تفسير شده و طعم « حيات معقول » را چشيده است چه باك از مرگ تهديد به جنگ آن كس را مىترساند كه از تصور مرگ لرزه بر اندامش مىفتد . و آن كس از وحشت مرگ مىلرزد ، كه يا به خور و خواب و خشم و شهوت اين زندگانى معمولى عشق بورزد ، يا رويداد مرگ براى او تلخ و دردآور باشد ، يا قلمرو پس از مرگ را نيستى محض بپندارد . يا زندگانى او آلوده به معصيت و انحراف بوده و احتمال مسئوليت و بقاى ابدى در ذهنش بوده باشد . همه مىدانند كه هيچ يك از اين امور در بارهء على بن ابي طالب ( ع ) صدق نمىكند . چنان كه در خطبه‌هاى بعدى خواهيم ديد اين شخصيت الهى از آغاز زندگى با چهرهء دلارام مرگ آشنائى داشته ، بارها آرزوى وصول به آن را اظهار نموده است . غذا و پوشاك و اخلاق فاضله و رياضتهاى سازندهء او بر هيچ مورخى آگاه از شخصيت وى مخفى نبوده است . غذايى پائينتر از معمولى ، پوشاكى وصله دار اخلاقى بر مبناى زهد و عرفان اسلامى مثبت . از طرف ديگر از زندگى خود كدامين شيرينىها را هدف قرار داده بود ، تا تلخى مرگ او را برنجاند اما قلمرو پس از مرگ ، هيچ جاى ترديد نيست كه على بن ابي طالب ( ع ) حيات