محمد تقي جعفري

266

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ثمّ تلجينا الى امثالها كى ينال العبد ممّا نالها پارسى گوئيم يعنى اين چشش ز ان طرف آيد كه دارد او كشش مولوى ترجمهء ابيات عربى : 1 - ذرات و شئون هستى ما به صورت سخنان پاكيزه به آن مقام صعود مىكند كه خدا ميداند . 2 - اين نفسهاى ما بعنوان تحفه و سپاس به ابديت صعود ميكنند . 3 - سپس دو برابر آنچه كه از ما صعود نموده ، از رحمت الهى به سوى ما باز مىگردد . 4 - بار ديگر ما را به صعود دادن ذرات و شئون هستى ما وادار مىنمايد تا اين بندگان به كمال خود نائل گردند 6 - مجاهدان پويندگانند - شعار دائمى آنان جز اين نيست كه * ( يا أَيُّهَا الإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيه ) * ( اى انسان ، تو در حال پويندگى و تكاپوى حياتى رو به ديدار پروردگارت مىروى . ) نيك بنگر ما نشسته مىرويم مىنبينى قاصد جاى نويم پس مسافر آن بود اى ره پرست كه مسير و روش بر مستقبل است مولوى اينان پويندگى خود را در مشيت فعال خداوندى ديده و از تن پرورى و ركود ، چنان گريزانند كه زندگى از مرگ ، مگر آنان نمىدانند كه آفرينندهء آنان نيز كار انجام مىدهد - كل يوم هو فى شأن بخوان مر ورا بيكار و بى فعلى مدان كمترين كارش بهر روز آن بود كاو سه لشكر را روانه مىكند لشكرى ز اصلاب سوى امهات بهر آن تا در رحم رويد نبات لشكرى ز ارحام سوى خاكدان تا ز نر و ماده پر گردد جهان لشكرى از خاكدان سوى اجل تا ببيند هر كسى عكس العمل