محمد تقي جعفري

249

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

محروم بگذارد ، نمىتواند اين كار را با محض ارتباط انجام بدهد ، بلكه بايستى اين فرد محروم ، خود در بارهء ضرورت تعقل و هدفگيرى و آزادى بيانديشد و بجوشد و به راه بيفتد . اين اصل بسيار مهم در قرآن مجيد ، با صراحت قاطعانه گوشزد شده است . نمونه اى از آياتى كه مربوط به اين اصل است توجه فرمائيد : * ( تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَلَكُمْ ما كَسَبْتُمْ ) * ( 1 ) ( آن [ گذشتگان ] امتى بودند كه گذشتند ، آنان مسئول اندوخته‌هاى خويشند و شما مسئول اندوخته‌هاى خود ) بنا بر اين ، بعد انسان محورى تمدنها قابل تقليد و التقاط نيست . آنچه كه قابل پذيرش و جنبهء سازندگى دارد ، اندوختن تجربه‌ها و بدست آوردن اصول و قوانين مثبت است كه در بوجود آوردن تمدنها نقش اساسى دارند . بعنوان مثال رفتار عادلانه و بهره ور بودن مردم جامعه از آزادى معقول ، اصلى است كه در به وجود آوردن تمدن انسان محورى ، يا در بعد انسان محورى تمدنها اثر بنيادين دارد ، و بر عكس ظلم و اجبار در شئون حيات اساسىترين مانع تمدن مزبور است . همچنين اندوختن تجاربى در جريان قانون عليت و مسائل اقتصادى و پديدهء خود خواهى كه در مباحث گذشته مطرح كرديم ، از مطالعهء تمدنها براى بهره بردارى در تمدنى كه بناگذارى مىشود ، ضرورت قاطعانه دارد ، ولى نه به معناى تقليدى و منعكس ساختن جاهلانه ، بلكه به معناى درك و دريافت واقعيت و به دست آوردن حقيقتى كه مبناى تمدنهاى انسان محورى است .

--> ( 1 ) البقرة آيه 134 و آيه 141 در بيش از پنجاه آيه موضوع استقلال انسانها در شدن و مسئوليت گوشزد شده است .