محمد تقي جعفري

20

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

به سرعت و شدت گريز از مرگ ، به لابلاى ظلمانى همان خاكها مىگريزد . اگر جامعه اى به وسيلهء فداكارى رهبرانش فضاى خود را پاك و روشن سازد ، اين ظلمت پرستان براى آلوده ساختن و تاريك نمودن فضاى جامعه در خود مىپيچند و به جان كندن مىافتند . اين اصل را هم فراموش نكنيم كه همواره درجهء سقوط و پليدى انسانهاى ويرانگر و بت پرست ، با عظمت و طهارت راد مردانى كه رويارويشان قرار گرفته‌اند ، تعيين مىگردد . براى شناخت درجهء وقاحت و پليدى پيمان شكنان حكومت على بن ابي طالب ( ع ) ، جز شناخت مقام والاى على در عظمت و نورانيت و طهارت ، مورد نياز نيست . شما اى ابو ذرها و شما اى على گونه‌ها ، دست از نور افشانىهاى خود بر نداريد ، براى نور افشانى شما از عوعو سگ صفتان پيمان شكن چه باك ز ان كه از بانگ و علالاى سگان هيچ وا گردد ز راهى كاروان مه فشاند نور و سگ عوعو كند هر كسى بر طينت خود مىتند چون كه سركه سركگى افزون كند پس شكر را واجب افزونى كند مولوى جوامع بشرى سخت نيازمند نور افشانىها و دادگسترىهاى شما است ، شما كه در تكاپو و فداكارىهاى خود ، گام به ما فوق معامله گرىها گذاشته‌ايد ، شما كه از زندان تاريك لذت پرستى و خود خواهى آزاد و از صفت الهى اختيار بهره منديد ، شما كه در پيش راندن كاروان انسانهاى تشنهء كمال ، از هيچ كوشش و تلاشى فرو گذارى نمىكنيد ، چه بيمى از بازى بازيگران صحنهء حيات پست خود محوران داريد ، آنان پيش از آنكه شمشير احيا كنندهء شما بر تاركشان فرود آيد ، مشغول بريدن رگهاى تعقل و وجدان خويشند . آنان دست از سركه ريختن بر شيشه سكنجبين تكامل كه شما در دست داريد ، بر نخواهند داشت ، شما كه نمىتوانيد آن شيشه را بر زمين زده و آن را بشكنيد ، عسل و شكر بيشترى در آن شيشه بريزيد ، آرى :