محمد تقي جعفري
149
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
چنين انسانى مىتواند روشنگر الگوها و معيارهاى « حيات معقول » در هر جامعه و دورانى بوده باشد . جاى ترديد نيست كه اسلام چه در صدر اسلام به رهبرى خود پيامبر اكرم و چه بعد از آن ، در دورانهاى گوناگون و محيطهاى مختلف انسانهائى را كه نمونهء عالى انسانيت بودهاند ، تربيت و به تاريخ تقديم كرده است . اين يك ساده لوحى است كه ما عدم تأثر اكثريت چشمگير مسلمانهاى جغرافيائى از اسلام را ، دليل يا با اصطلاح بهتر بهانه اى براى نارسائى اسلام بدانيم . عدالت و آزادى از آن حقايقى هستند كه قرنهاى متمادى است كه در همهء جوامع و با همهء شرايط مورد درك انسانها بوده ، هزاران دفاع كنندگان راستين در راه تحقق بخشيدن به آنها دست از همهء لذايذ و سود شخصى شسته و بحيات خود پايان دادهاند . و هزاران مجلد كتاب و انواع بىشمار تحريك و ترغيب در بارهء آنها صورت گرفته است . با اين حال چه اندك است شمارهء افرادى كه از عدالت و آزادى واقعى برخوردار بودهاند ، اگر كمى افراد عادل و آزاد منش ، دليل نارسائى دو حقيقت مزبور بوده باشد ، محدوديت افراد تربيت شدهء واقعى اسلام نيز مىتواند دليل نارسائى خود اسلام بوده باشد . دلايل ديگرى نيز براى اثبات همگانى بودن دين اسلام در تمامى قرون و اعصار با نظر به اصول و احكام ساده و خردمندانهء آن وجود دارد كه در تفسير بعضى از خطبههاى گذشته ، مطرح شدهاند . در خطبههاى آينده نيز در اين دلايل بررسىهايى خواهيم داشت . آياتى از قرآن مجيد در بارهء عمومى بودن رسالت پيامبر اسلام بر همهء جهانيان ، اين همان رسالت ابراهيم است آياتى كه دلالت بر عموميت رسالت پيامبر اسلام بر همهء جهانيان دارند ، فراوانند ، ما برخى از آنها را متذكر مىشويم : 1 - * ( أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَيْنا إِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ ) * ( 1 )
--> ( 1 ) يونس آيه 2 .