محمد تقي جعفري
18
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
انفجار مزبور جز علت برين كه مشيت خداوندى ناميده مىشود وجود ندارد ، لذا مىگوئيم : اين رويداد بزرگ كار آن خالق بىچون است و بس . اكتشافات و انتقالهاى ذهن بشرى به مجهولات پشت پردهء معلومات نيز از اين قبيل است ، يعنى با پذيرفتن اين جريان طبيعى كه بايد مكتشف و مخترع براى راهيابى به مجهول ، از راه منطقى و تجربى بكوشد و حركت نمايد ، آخرين عامل انتقال ، مشيت خالق توانا است كه چراغى در فضاى ذهن مكتشف روشن مىسازد و مجهول را به او نشان مىدهد . اگر كسى به خود جرئت بدهد و اين گونه دخالت فوق طبيعى را در ذهن انسانها منكر شود ، چنين شخصى با نظر به عينى نبودن روابط ضرورت ميان حلقههاى رويدادها ( علل و معلولات ) ، بايستى همهء حوادث و وقايع طبيعت را در هر لحظه و در هر مورد ، تصادف و اتفاق بداند اكنون برمىگرديم به نتيجهء مباحثى كه مطرح كردهايم و آن عبارت است از ارزش وسيله اى كار ، مباحث ما اين موضوع ( ارزش يكم كار و عمل ) را كه ارزش وسيله اى است ، روشن ساخت و دانستيم كه نتايج و محصولاتى كه زندگانى مادى و معنوى ما بر آنها استوار شده است ، تنها به كار و كوشش مستند است و هيچ واقعيتى به طور ناگهان در مسير حيات ما سبز نمىشود . ارزش دوم - ارزش موضوعى است ، بدين معنى كه كار و كوشش ذاتا و فى نفسه داراى ارزش است . اين قسم از ارزش مانند قسم يكم مورد نظر صاحب نظران نيست ، زيرا آنان كه ارزش كار را در وسيله بودن آن براى به دست آوردن نتيجه منحصر مىكنند ، مىگويند : حركت مانند سكون ، و كوشش مانند ركود ، پديده هائى بىطرفند كه نه داراى ارزش هستند و نه بىارزش مىباشند ، زيرا حركت و سكون و كوشش و ركود با نظر به عوامل جبرى خود يا هستند و يا نيستند و معلوم است كه بودن و نبودن ، بدون نظر به آثار و نتايج آن دو وارد منطقهء ارزش نمىباشند ، مگر از