محمد تقي جعفري

19

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

يك ديدگاه عالى فلسفى كه ارزش را از هستى ، و هستى را از ارزش نشان مىدهد . و اما از نظر علمى محض ، حقيقتى را مىتوان در منطقهء ارزشها قرار داد كه خاصيت و نتيجه اى مفيد براى انسان داشته باشد . به نظر مىرسد كه براى دريافت صحيح در بارهء ارزش موضوعى كار ، بايستى دو رابطه را در نظر بگيريم : رابطهء يكم - نسبتى است كه كار به علل جبرى در مجراى طبيعت دارد ، با نظر به اين رابطه ، كار فى نفسه همانطور كه گفته شد ، وارد منطقهء ارزشها نمىگردد ، چنان كه جزئى از منطقه بىارزشها نيز نمىباشد . رابطهء دوم - نسبت كار به انسان است ، يعنى انسان با آگاهى و هدفگيرى عالى در حيات ، احساس كرده است كه ركود و سكون يك حالت منفى ، و حركت و كار حالت مثبت روان آدمى است و او با اين آگاهى و هدفگيرى از ركود و سكون مىگريزد و در هر مورد كه احساس مىكند زمينه اى براى كار وجود دارد ، دست به كار مىشود و نظرى به نتيجه و سود آن ندارد . كار با اين رابطه مىتواند داراى ارزش موضوعى بوده باشد ، در اين مورد مسئله اى مطرح مىشود كه ما آن را بررسى مىنمائيم : هيچ كس كارى را بدون توقع نتيجه انجام نمىدهد اين مسئله كه هيچ كس كارى را بدون توقع نتيجه اى انجام نمىدهد ، بازگو كنندهء جريان معمولى كارهائى است كه با دست و انديشهء بشرى به وجود مىآيند . ولى اين جريان معمولى نبايد ما را از يك نكتهء بسيار مهم و اساسى غافل نمايد . اين نكته عبارت است از اين كه افراد و جوامعى كه كار براى آنان داراى ارزش موضوعى است ، به انگيزگى ناچيزترين احتمال نتيجه ، دست به فعاليت مىزنند و كار و كوشش به راه مىاندازند . در صورتى كه آنان كه ارزش كار را تنها در جنبهء وسيله اى آن مىدانند ، همواره فرصتهاى بسيار ارزنده را به بهانهء اين كه در اين كار نتيجهء مهمى وجود ندارد ، يا اين كه رسيدن