محمد تقي جعفري

53

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

انحراف از قانون مىباشد . گروه ديگر مىگويند : حق عبارت است از آنچه كه شايستهء پيروى است و باطل آن است كه شايستهء پيروى نيست . جمعى ديگر مىگويند : حق و حقيقت آن است كه مفيد به حال انسانها باشد و هر چه كه به حال انسانها ضررى برساند ، باطل است . يك تعريف شايع ميان صاحبنظران وجود دارد كه از همهء تعريفهايى كه در بارهء حق و باطل گفته شده است ، عمومىتر و شاملتر است اينان مىگويند : حق يعنى ثبوت ، و باطل در مقابل آن ، يعنى غير ثابت است . به نظر مىرسد هر يك از تعريفهاى مزبور جنبه اى از حق و باطل را مطرح مىكند و هيچ يك از آنها شناخت همه جانبهء حق و باطل را به عهده نمىگيرد . بتوضيح اين كه مطابقت حق با قانون چه طبيعى و چه قراردادى ، اگر چه قسمت عمده اى از حق را كه تطابق با قضاياى كلى منتزع از واقعيات است ، در بر مىگيرد ، ولى خود واقعيات را با قطع نظر از انتزاع قضاياى كلى ( قوانين ) شامل نمىگردد . كسانى كه حق را با شايستگى پيروى تعريف كرده‌اند ، يك نقص مهم را در تعريف خود ناديده گرفته‌اند و آن اينست كه موجودات عالم هستى واقعياتى هستند كه با روابط مخصوص به خود در جريانند ، و اين جريان حقيقت است ( 1 ) در صورتى كه پيروى از آنها معنايى ندارد . همين اعتراض به تعريف سوم هم وارد است ، زيرا تحقق واقعى قوانين و اشياء ( با قطع نظر از فعاليت آدمى ) اعم از آن است كه مفيد به حال انسانها بوده باشد يا نه . نقص تعريف چهارم در اينست كه مفهوم ثبوت را كه تقريبا مترادف با مفهوم

--> ( 1 ) اين مبحث با قطع نظر از تفسير جديد است كه در بارهء حقيقت و واقعيت بميان آمده است . تفسير جديدى را كه متفكران مغرب زمين در بارهء دو مفهوم مزبور ، دارند در تفسير و نقد و تحليل مثنوى مشروحا مورد بحث قرار داده‌ايم .