محمد تقي جعفري
54
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
وجود است مطرح مىكند . در صورتى كه ثبوت با آن عموميتى كه دارد ، نمىتواند روشنگر معناى حق و حقيقت باشد ، زيرا چنان كه روشن است ، سودجويى و خود خواهى پديده ايست كه دامنگير همه [ باستثناى كمال يافتگان كه در هر قرنى از شمارهء انگشتان تجاوز نمىكنند ] افراد بشرى است ، بطورى كه مىتوان گفت : خودخواهى پديده اى ثابت است ، ولى مسلم است كه نمىتوان اين پديده را حق ناميد . بعبارت ديگر ثبوت و پايدارى زمانى يك واقعيت ، نمىتواند حق بودن آن را اثبات كند ، زيرا حق عبارت است از آن واقعيت ثابت كه از نوعى بايستگى و شايستگى برخوردار بوده باشد . چنان كه متذكر شديم هر يك از آن تعريفها مىتواند جنبه اى از حق را كه باطل ضد يا نقيض آن است ، روشن بسازد . ما براى روشن شدن اين مسئلهء مهم ، حق و باطل را از ديدگاه قرآن بحث مىكنيم : حق و باطل از ديدگاه قرآن در قرآن مجيد ، ماهيت حق و باطل و خواص گوناگونى براى آن دو مطرح شده است كه ما نمونه هايى از اين آيات را متذكر مىشويم : 1 - خداوند حق و حق خداوند است : آياتى در قرآن آمده است كه خداوند را حق و حق را خداوند مطرح مىكند : الف - * ( فَتَعالَى الله الْمَلِكُ الْحَقُّ ) * ( 1 ) . ( با عظمت است خداوند با سلطه و حق ) . مىتوان گفت : در اين آيه حق را يكى از اوصاف خداوندى معرفى كرده است و توصيف خداوندى با حق ، منافاتى با حق بودن ديگر موجودات ندارد . ولى در چند آيهء ديگر اين صفت را از مختصات ذات اقدس ربوبى گوشزد مىكند :
--> ( 1 ) المؤمنون آيهء 116 .