محمد تقي جعفري
46
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
آن را كشيده بود و بنّايى كه آن را ساخته بود ، بوجود خود ادامه بدهند يا نه ، ساختمان مفروض باقى خواهد ماند ( 1 ) . همچنين نشانه گيرى و عمل عضلانى تيرانداز علتى است كه رها شدن تير را بوجود مىآورد ، ولى رويدادهاى بعدى را كه تير رها شده از آنها عبور خواهد كرد ، از نشانه گيرى و عمل عضلانى تيرانداز بريده است . مثلا ناگهان قطرات باران به آن تير رها شده خواهد چكيد و اثرى در آن ايجاد خواهد كرد . تير رها شدهء ديگرى ناگهان در مسير خود با آن تير برخورد خواهد نمود . . . نوع دوم - موضوعى كه عنوان عليت پيدا مىكند ، تعيين سرنوشت معلول در هر لحظه پيوستگى به آن علت دارد ، مانند يك كاسه آب كه روى بخارى گرم كننده قرار گرفته است ، حرارت آب آن كاسه با مقدار حرارتى كه بخارى مفروض دارا مىباشد ، تعيين مىگردد ، البته فرض بر اينست كه عامل سرما و گرماى ديگرى در آن آب ، دخالت نمىكند . پديدهء حيات از نوع دوم است ، يعنى هر پديده و فعاليت روانى و عضلانى
--> ( 1 ) تقسيمى كه در بارهء علت و معلول مطرح كرديم ، براى آسان ساختن مبحث مىباشد و اگر با نظر دقيقترى در جريانات علتها و معلولها توجه نماييم ، خواهيم ديد هيچ معلولى از علت خود بريده نيست ، نهايت اينست كه حقيقتى كه بعنوان معلول در مسير خود قرار مىگيرد ، بوسيلهء علتهاى جديد ، تعينهاى جديدترى به خود مىگيرد . در همان مثال بالا نقشهء مهندس و كار بنا تنها معلولى را كه ايجاد مىكند ، تنظيم و به كار بردن مصالح ساختمانى و رويهم گذاشتن آنها و برقرار ساختن ارتباط آن مصالح با يكديگر مىباشد . پس از آنكه اين نخستين كار انجام گرفت ، مقاومت مصالح و قدرت آنها علت بقاى آن ساختمان مىباشد ، به همين جهت است كه كمترين تغييرات در شكل روابط آن مصالح و در مقاومتى كه وضع معين ساختمان را ايجاب مىكند ، بطور حتم موجب دگرگونى ساختمان مفروض خواهد گشت . به همين جهت بوده است كه گروهى از حكماء معتقد شدهاند كه هيچ علت ايجاد كنندهء معلول ، ضامن بقاى آن نيست .