محمد تقي جعفري

47

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

كه از انسان زنده بروز مىكند ، حتى ناچيزترين اجزاى آنها ، با حيات پيوستگى دارد ، مانند روشنايى كه بدون پيوستگى با آفتاب وجود ندارد . اين پديده‌ها را در نظر بگيريم : انسان احساس لذت مىكند . بديهى است كه چنان كه لذت تنها در انسانى كه داراى حيات است به وجود مىآيد ، همچنين ادامهء هر لحظه از اين پديده ، مستند به وجود حيات مىباشد ، بعبارت روشنتر اگر در همان حال كه انسانى در احساس لذت غوطه ور است ، حيات وى پايان يابد ، حتى يك لحظه هم احساس لذت وجود نخواهد داشت . در آن حال كه انسان مىانديشد ، اگر حيات او مختل گردد ، در همان لحظه انديشهء او از جريانش باز مىايستد . به همين ترتيب است همهء پديده‌ها و فعاليتهاى مغزى و روانى و عضلانى انسان كه بطور مستقيم هم در بوجود آمدن و هم در ادامه و بقاء ، پيوستگى با حيات دارد . بلكه مىتوان گفت : اين پيوستگى ميان حيات و پديده‌ها و فعاليتهاى آن ، بقدرى مستقيم و شديد است كه انسان در حالات معمولى پديده و فعاليت حياتى را با خود حيات اشتباه مىكند . رابطهء حيات با پديده‌ها و فعاليتهاى آن در مبحث پيشين در بارهء توضيح رابطهء حيات با پديده‌ها و فعاليتهاى آن ، رابطهء عليّت را مطرح كرديم . اين روش براى ساده كردن مطلب بود . اكنون مىخواهيم : رابطهء مزبور را دقيقتر بيان كنيم . پديده‌ها و فعاليتهايى كه از حيات بروز مىنمايند ، بر دو قسم عمده تقسيم مىگردند : قسم يكم - امورى هستند كه بطور مستقيم از حيات بروز مىكنند و ما آنها را مختصات مستقيم حيات مىناميم ، مانند حركت ، احساس ، كوشش براى ادامهء حيات ، جلب شدن به آنچه كه ملايم طبيعت حيات است و گريز از آنچه كه آسيب به حيات مىزند ، توليد مثل ، خواستن . . . .