محمد تقي جعفري

31

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

به نظر ما هيچ خسارتى براى عالم انسانى زيانبارتر از اين بازيگرى بازيگران صحنهء سودجويى و خودخواهى نبوده است كه مفهوم اخلاق را چنان رنگ پريده و پست نموده‌اند كه آن را تا سر حدّ اندرزگويى مبتذل پيرزنان دست از حيات شسته ، پايين آورده‌اند . اميد است كه مطالعه كنندگان محترم قضاياى زير را با روابط منطقى علمى آنها مورد دقت قرار بدهند : 1 - هر واقعيتى در جهان هستى مشمول قانون است . 2 - هر قانونى براى انسان ارتباط خاصى را با واقعيت ايجاب مىكند . نتيجه : پس هر واقعيتى براى انسان در جهان هستى ارتباط خاصى را ايجاب مىكند . 1 - هر واقعيتى در جهان هستى براى انسان ارتباط خاصى را ايجاب مىكند . 2 - و هر ارتباط خاصّى موضع گيرى و روش معينى را ايجاب مىكند . نتيجه : پس هر واقعيتى در جهان ، براى انسان موضع گيرى و روش معينى را ايجاب مىكند . اين موضع گيرى و روش خاص مطابق با قوانين واقعيتها ، عدالت . و خواستن و اقدام به موضع گيرى و روش مزبور عدالتخواهى ناميده مىشود . از اين قضايا و نتايج منطقى علمى ، نتيجهء نهايى را بدست خواهيم آورد كه مىگويد : روش عادلانه روش مطابق واقعيتها است و رفتار غير عادلانه رفتار خلاف واقعيتها است . اكنون مىپردازيم به تطبيق قضايا و نتايج منطقى مزبور به اصول عالى انسانى كه موضع گيرى و روش انسانها را با آزادى و اختيار در مقابل واقعيات تعيين مىنمايد . واقعيت حيات آدمى وصول به هدف را عنصر اساسى خود نشان مىدهد . بنا بر اين ، قانون واقعيت حيات ، هدفجويى و هدفيابى است . موضعگيرى و روش مثبت در برابر اين قانون ، عدالت است . و بى اعتنايى و انحراف از آن ، ضد عدالت مىباشد .