محمد تقي جعفري
263
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
سالها بايد كه تا يك سنگ اصلى ز آفتاب لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن عمرها بايد كه تا يك كودكى كه از روى طبع عالمى گردد نكو يا شاعرى شيرين سخن قرنها بايد كه تا از پشت آدم نطفه اى بو الوفاى كرد گردد يا شود ويس قرن ميليونها بلكه ميلياردها انسان در اين كرهء خاكى مىآيند و ديده از آن فرو مىبندند و مىروند ، يك فرد بنام « سقراط » به حدّ نصاب حيات تكاملى مىرسد . ميلياردها انسان هر يك هفتاد يا هشتاد سال يا كم و بيش مىآيند و روى خاك مىغلطند ، يك فرد بنام « ابراهيم خليل » از خاك بر مىخيزد و با آگاهى از جان پاك رهسپار كوى كمال مىگردد . ميليونها انسان مىآيند و موادّ جهان طبيعت را براى زندگى خود مستهلك مىسازند . انسانهاى اندكى پيدا مىشود و موادّ جهان طبيعت را مىشناسد و راه بهره - بردارى صحيح را به انسانها تعليم مىدهد و مىرود . در واقع اين گونه اشخاص فوق گذشت هفتاد سال عمر و 70 كيلو وزن و مشتى رگ و استخوان و خونند ، - بلكه صد قرن است آن عبد العلى خلاصه گمان نمىرود يك انسان هشيار با دانستن اين كه ملاك حق و باطل و ارزش هواخواهان هر يك از آن دو ، فوق اقليت و اكثريت مىباشد ، باز فريب اكثريت باطل و باطل گرايان را خورده دست از حق و حقگرايى بردارد . 22 - و لقلَّما ادبر شيء فأقبل ( چه اندك است بازگشت آنچه روى گردانيده بگذشته خزيده است ) . ورقى كه از كتاب زندگى گردانيده شد ، جز بوسيلهء رويدادهاى محاسبه نشده برگشت ندارد اين مسئلهء مهم را از دو ديدگاه مىتوان مطرح كرد :