محمد تقي جعفري

264

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ديدگاه يكم - فلسفى محض با نظر از اين ديدگاه هيچ واقعيتى كه در مجراى حركت قرار بگيرد ، قابل تكرار نيست ، نه از آن جهت كه لحظات گذشتهء زمان كه امتدادى است از زنجير حوادث در زمان سنج ذهن ما برنمىگردد [ زيرا امتداد ذهنى به جهت نيروى شگفت انگيز مغز بشرى قابل تكرار در تصور مىباشد ، يعنى ما مىتوانيم كشش مجرد يك ساعت يا يك ماه گذشته را در ذهن مجسّم و تكرار كنيم ] بلكه منظور ما از موضوعى كه قابل برگشت نيست ، واقعيت خود حوادث است كه در جويبار دائم الجريان زمان يكى پس از ديگرى در گذرند . موادّ طبيعت دگرگون مىشوند اين دگرگونى مستند به تغييرات درونى و برونى همهء اجزاى كيهان ما مىباشد . انرژىها مستهلك مىگردند ، و به كار و حرارت و غيره تبديل مىشوند و قابل بازگشت به حال اولى نيستند ، عناصر راديو اكتيو با منتشر ساختن اشعهء آلفا ، بتا رو به سرب يا مادهء ديگر مىروند ، ديگر برگشت به حالت اولى ندارند ، آن سرب و مادهء ديگر هم كه پايدار به نظر مىرسند ، در حال تبديل بسيار كند هستند كه به نظر راكد و غير متغير مىآيند . خلاصه از كهكشانها و كارزارها گرفته تا كوانتمهاى انرژى بهر چه بنگريم ، بطور مستقيم يا بطور غير مستقيم آن را در حالت حركت غير قابل برگشت مىبينيم . ديدگاه دوم - عينى و محسوس - حوادث و رويدادهاى زندگى آدميان نيز از همين قانون تبعيت مىكند ، و بقول « مولوى » : هر نفس نو مىشود دنيا و ما بى خبر از نو شدن اندر بقا جملهء امير المؤمنين ( ع ) بنا بر اين قانون عمومى ، چنين تفسير مىشود كه آنچه از پيش روى آدمى چه در قلمرو فردى و چه در قلمرو اجتماعى بگذشته خزيد ، قابل برگشت نيست ، مگر به ندرت كه مىتوان گفت : آنچه كه برگشته است ، رويدادى مشابه گذشته ، يا عين همان رويداد دانست كه تكيه بر پايه‌هاى ثابت دارد و رويداد متكى بر پايه‌هاى ثابت بسيار اندك است . در تاريخ 20 مهر ماه 1357 پايان يافت