محمد تقي جعفري

229

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تفسير عمومى خطبهء شانزدهم 2 ، 3 - ذمّتى بما اقول رهينة و انا به زعيم ( تعهدم را در گرو سخنى كه مىگويم ، قرار داده ضمانت آن را به عهده مىگيرم ) . شخصيتم را در گرو سخنم مىگذارم من تنها سطح ظاهرى حياتم را با سخنان نغز و دلنشين نمىآرايم . تنها فصاحت و بلاغت در سخنورى را هدف خود قرار نداده‌ام . نكته دانى و نكته سنجى را حرفه اى براى باز كردن موقعيت در نظر مردم قرار نگزيده‌ام . و نمىخواهم بلبل آسا ترانه‌ها سر دهم و انسانها را به خودم جلب نموده آنان را از نزديك شدن به گلها و رياحين واقعيات حيات باز بدارم . من : - فاش مىگويم و از گفتهء خود دلشادم - كه سخنانم امواجى از اقيانوس حياتم مىباشد . آن حيات و الا كه خدا هر كسى را ساغرى از آن بدست داده ، در اين دنيا به حركت و تكاپويش انداخته است . هشياران تاريخ دردهاى زيادى را در روان بشرى تشخيص داده در صدد درمان آنها برمىآيند ، ولى اين درد مهلك را كه بشر با پرداختن به هنر نويسندگى و سخنورى ، ارزش معانى و واقعيات را پايين آورده وسيله را بجاى هدف گرفته است ، توجهى نكرده‌اند اين مسئله كه انتخاب كلمات و تنظيم جملات بايستى رسا و بيان كنندهء معنى و مقصود باشد ، اصل بسيار با اهميتى است كه زيبايى و هنر سخن گفتن را به عنوان وسيلهء اساسى وصول به معنى معرفى مىكند ، نه آرايشى براى شخصيت گوينده . هشيار باشيد :