محمد تقي جعفري
228
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
آگاه باشيد ، اوصاف تقوى چونان مركبهايى رامندكه انسانهاى متقى سوار بر آنها گشته ، زمام بدستراهى بهشت الهىاند . حقى وجود دارد و باطلى و هر يك براى خود اهلى مخصوص دارداگر باطل در افزايش باشد ، تازگى ندارد ، زيرا هواخواهان باطل از قديم در اكثريتاندو اگر در اقليت باشد ، [ نقصى براى حق نيست ] با اين حال اجرايش امكان پذير و قابل تحقق است . چه اندك است بازگشت آنچه كه روى گردانيده بگذشته خزيده است . [ سيد رضى گفته است : « مىگويم : نكات عالى بلاغت و عظمتى كه در اين سخن كوتاه وجود دارد ، بالاتر از هر گونه تحسين و توصيف است ( 1 ) لذتى كه حكماء و كمال يافتگان از تعجب در محتواى اين سخن مىبرند ، بيش از لذت درك نكات و حقايقى است كه در آن وجود دارد . در اين سخن به اضافهء آنچه كه گفتيم ، مزايايى از فصاحت وجود دارد كه هيچ زبانى ياراى گفتنش را ندارد و هيچ انسانى نمىتواند اطلاعى از وسعت و عمق آنها بدست بياورد . آنچه را كه مىگويم ، هيچ فردى جز كسانى كه در فن بلاغت و نكته سنجى بمقام شايسته اى نايل شده به ريشههاى اصلى آن نفوذ نمودهاند ، درك نمىكند جز دانايان كسى قدرت تعقل اين سخنان را ندارد ( 2 ) .
--> ( 1 ) جملهء سيد رضى چنين است : « ان فى هذا الكلام الادنى من مواقع الاحسان . . . » بعضى از شارحين نهج البلاغه كلمهء الادنى را به معناى كوتاه و مختصر گرفتهاند . احتمال ديگرى هم هست كه مقصود از الادنى پايينترين مراتب باشد ، بنا بر اين ، معناى كلام سيد رضى چنين است كه كمترين نكات بلاغت و عظمت اين سخن در مرتبه اى بالاتر از تحسين و توصيف است . ( 2 ) العنكبوت آيهء 43 .