محمد تقي جعفري
152
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تفسير عمومى خطبهء يازدهم 1 ، 2 - تزول الجبال و لا تزل عضّ على ناجذك ( فرزندم ، اگر كوهها از جاى كنده شوند ، تو پا بر جا باش ، دندانها روى هم بفشار ) . اگر كوهها از جاى خود كنده شوند تو پا بر جاى باش فرزندم ، نخست در اين بيانديش كه چه علتى ما را از خانههاى خود بميدان كارزار كشيده است آن سبب چيست كه آرامش زندگى ما را مبدل به هيجان و اضطراب جنگ نموده ما را به گام برداشتن در مرز زندگى و مرگ وادار نموده است آيا ما با اين تبهكاران دعواى ارث مالى داريم آيا جنگ ما با اينان بر سر ثروت و مال دنيا است آيا خصومت شخصى ما را وادار كرده است كه با اينان به كشتار برخيزيم آيا ما با اين خود باختگان جنگ قبيله اى داريم بدان كه علت روياروى قرار گرفتن ما با اين پيمانشكنان خطا پيشه ، هيچيك از اين امور نيست . صف آرايى ما در برابر يكديگر جز صف آرايى حق و باطل نيست . ما از حق حمايت مىكنيم ، آنان در باطل غوطه ورند و مىخواهند انسانها را از حق گرايى و حق يا بى محروم بسازند . در اين حقيقت هم بيانديش كه پيشتازان رياست پرست اين قوم ، پيمانهاى الهى با من بستند و با كمال بى اعتنايى به پيمان الهى ، آن را شكستند . آن گاه دست به آشوبگرىها زدند و جامعهء اسلامى را مضطرب ساختند و زن پيامبر را كه مىبايست در خانهء خود بنشيند و به نگهبانى اسلام بپردازد ، با خود برداشته بيابانها و دشت