محمد تقي جعفري

110

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و هم در ياد گرفتن و در بسيارى از چيزهاى ديگر ، خواه كار دست باشد ، يا دهان يا كار فهم و فكر و عقل . مگر حقيقتا همچنين نيست « لاخس » - چرا . « سقراط » - اگر كسى از من بخواهد كه آنچه را كه در همهء اين چيزها هست و سرعت ناميده مىشود ، بيان كنم ، بايد بگويم : سرعت قوه اى است كه در كوتاه ترين زمان ، عمل بيشترى را انجام مىدهد ، خواه اين قوه در دويدن باشد يا صدا يا هر چيز ديگر . « لاخس » - البته اين جواب صحيحى است . « سقراط » - پس تو نيز سعى كن كه به همين نحو شجاعت را توصيف كنى و بگويى كه اين چه چيز است كه اگر در مقابل خوشى يا ناخوشى يا چيز ديگرى قرار گرفته باشد ، شجاعت ناميده مىشود « لاخس » - به نظر من اگر بخواهم آن چيز را كه شجاعت نام دارد و وجه مشترك بين موارد مختلف است توصيف كنم ، بايد بگويم اين يك نوع پايدارى و استقامت روح است . « سقراط » - جواب همين است كه دادى ، ولى البته مقصود تو كه هر پايدارى نيست ، زيرا شجاعت چيزى است عالى و قابل تمجيد . « لاخس » - مگر در اين هم ترديدى هست « سقراط » - بنا بر اين پايدارى كه از روى فهم باشد ، منظور تو مىباشد ، زيرا در اين صورت چيزى خواهد بود قابل تمجيد . « سقراط » - در بارهء استقامتى كه توأم با فهم نباشد چه مىگويى آيا اين يكى بر خلاف نوع اول مضر و خطرناك نيست « لاخس » - ظاهرا چنين است . « سقراط » - بگو ببينم تو كه نمىخواستى ادعا كنى كه آنچه اين گونه زيان آور و خطرناك مىباشد ، پسنديده و عالى است « لاخس » - به هيچ وجه چنين نظرى نداشتم .