محمد تقي جعفري

111

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

« سقراط » - بنا بر اين بايد اعتراف كنى كه اين گونه پايدارى شجاعت نيست . « لاخس » - همين طور است كه مىگويى . « سقراط » - پس بنا به گفتهء تو شجاعت استقامتى است كه از روى تعقل و فهم صورت گيرد و تو اين نوع استقامت را شجاعت مىدانى « لاخس » - ظاهر امر كه چنين است . عدم محاسبهء آرمانى در بارهء بهره بردارى از قدرتها هدر رفتن و نابودى اين سرمايه‌هاى الهى را به دنبال دارد خود پديدهء قدرت كه در دو قلمرو انسان و طبيعت گسترده است ، حقيقتى است ناآگاه ، از قدرت يك باد ناچيز كه تنها مىتواند برگ كوچكى را به حركت در آورد گرفته ، تا انرژىهاى كلان اتمى ، و از زور بازوى يك روستا بچه كه مىتواند دو بستهء گندم را بدرود و روى دوشش نهاده به خرمنگاه ببرد گرفته تا انديشهء جامعه ساز يك مصلح و مكتشف همه و همه قدرتهاى ناآگاهى هستند كه بهره بردارى صحيح از آنها احتياج به هدف گيرى عالى انسانى دارد . متأسفانه بدانجهت كه شرط مزبور در بهره بردارى از قدرتها مورد اهميت قرار نمىگيرد ، قسمت بسيار مهمى از قدرتها براى خنثى كردن قدرتها به جريان مىافتد . آن فرد يا جامعه اى كه انرژى مادى و فكرى به كار مىاندازد ، تا فرد يا جامعهء ديگرى را پايمال كند ، باضافهء اين كه قدرت عظيمى را مستهلك مىسازد ، باعث هدر رفتن و سوختن قدرت مادى و فكرى طرف مخاصم خود نيز مىباشد . چه شرمسارى بالاتر از اين كه تاريخ بشرى در هر دوره اى كوره‌هاى آتشينى را براى سوزاندن و خاكستر كردن قدرتها بوجود مىآورد كدامين قدرتها قدرتهايى كه اگر مبدل به خاكستر نشده بودند ، امروزه نه يك برهنه و گرسنه اى وجود داشت و نه جهل و نادانى و نه حق كشىها و كشتارهاى بيرحمانه در ميان انسانها .