محمد تقي جعفري

45

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و اگر در روان آلوده و پر از لجنهاى اغراض صورت بگيرد ، نتيجهء نابود كنندهء كلى در بر خواهد داشت : اين صدا در كوه دلها بانگ كيست كه پر است زين بانگ اين كه گه تهيست هر كجا هست آن حكيم اوستاد بانگ او از كوه دل خالى مباد هست كه كآوا مثنّا مىكند هست كه كاو از صد تا مىكند مىزهاند كوه از آن آواز و قال صد هزاران چشمهء آب زلال چون ز كه آن لطف بيرون مىشود آبهاى چشمه‌ها خون مىشود قسم دوم آن جهشهاى روانى است كه مانند برداشتن سنگ از روى منبع فطرت مىباشد ، اگر خود فطرت پاك آدمى بجوشد ، حتى اگر محتويات روان او آلوده باشد ، باز مادهء فطرت پاك غلبه مىكند و عامل سازنده مىباشد . به نظر مىرسد امور ششگانه مىتوانند سرمايه هايى باشند كه بتوانند وسايل خوبى براى اجراى رسالت شوند ، نه اين كه آنها منابع اصلى رسالت مىباشند ، زيرا تا احساس تعهد در كسى بحدّ اعلا نرسد ، امور ششگانهء مزبور ، بجز قسم دوم از آن امور ، امتيازاتى هستند كه مانند علل طبيعى معلولات خود را بوجود مىآورند و سپس در ميان حلقه‌هاى زنجير « آنچه كه هست » قرار گرفته و در مجراى پيكار با علل و معلولات ديگر در مجموعهء « آنچه كه هست » ميافتند . به اين معنا كه براى درك منبع رسالت ، و بهره بردارى از آن ، نبوغ مغزى و استعداد عالى لازم است كه واقعيات جارى از آن منبع را به خوبى درك كند . اگر شخصيت متصدى رسالت از محبوبيت و امانت لازم برخوردار باشد ، ابلاغ و اجراى رسالت آسانتر و نافذتر صورت مىگيرد . همچنين بوسيلهء شناخت خواسته‌هاى مردم و آگاهى از طرق اشباع آنها ، جايگاه پياده شدن رسالت هموار و عمل رسالت همه جانبه تر انجام خواهد گرفت . طرف پذيرندهء رسالت : چنان كه متصدى رسالت فرد يا گروهى از انسانها است ، طرف پذيرندهء رسالت نيز فرد يا گروهى از انسانها مىباشد ، زيرا رسالت عبارت است از بوجود آوردن عوامل وصول انسان به ايده آلها و آرمانهاى اعلا بوسيلهء انسان .